پژواک کوهستان

And mountains echoed

امتیاز نداده‌اید

پروانه قبل از این‌که لحاف را کنار بزند و آن را ببیند بوی آن به دماغ‌اش می‌خورد. تمام کپل معصومه تا پایین ران‌ها، ملحفه‌ها، تشک و همین‌طور لحاف کثیف بود. معصومه از بالای شانه‌اش با کم‌رویی و از روی شمر نگاهی ملتمسانه برای طلب بخشش می‌کند، شرم بعد از این همه مدت، این همه سال. معصومه زیر لب می‌گوید:«معذرت می‌خوام.»

تعداد صفحه
۴۰۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۳۰۰۴۲۶
سال نشر
۱۳۹۲
نسخه‌ها
جلد کتاب و کوه طنین انداخت
جلد کتاب و کوه‌ها باز گفتند
جلد کتاب و کوه‌ها طنین‌انداز شدند
جلد کتاب ندای کوهستان
جلد کتاب و آوا در کوه‌ها پیچید
جلد کتاب و کوهستان به طنین آمد
جلد کتاب و پاسخی پژواک‌سان از کوه‌ها آمد
جلد کتاب و کوه‌ها انعکاس دادند
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.