1000 خورشید تابان

A thousand splendid suns

امتیاز نداده‌اید

در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادک‌باز مطرح شده‌است،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی می گوید که در افغانستان جنگ‌زده بر زنان روا داشته‌اند.به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.

تعداد صفحه
۴۴۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۸۰۳۲۴۷
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۶
نسخه‌ها
جلد کتاب 1 هزار خورشید باشکوه
جلد کتاب 1000 خورشید درخشان
جلد کتاب 1000 خورشید تابان
جلد کتاب 1000 خورشید تابان (پالتویی)
جلد کتاب 1000 خورشید تابان
جلد کتاب 1000 خورشید تابان (پالتویی)
جلد کتاب هزاران خورشید درخشان
جلد کتاب 1000 آفتاب شگفت‌انگیز
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۶ نقل قول

در جزیرهٔ متروکی هستی و می‌توانی پنج تا کتاب با خودت داشته باشی. کدام‌ها را انتخاب می‌کنی؟

لیلا حس می‌کرد فرقی با این دیگ و قابلمه ندارد، چیزهایی که می‌شود نادیده شان گرفت و هر وقت که دل و دماغش بود نسبت به آنها ادعای مالکیت کرد.

مِن مِن کنان گفت: « مدرسه چطور بود؟» همین طوری شروع می‌شد. سؤال‌های وظیفه شناسانه، جواب‌های سرسری. هر دو تظاهر. دوتایی در رقص کهنهٔ خسته کننده ای طرف‌های بی شور و شوق بودند.

حالا دیگر به وضوح ریا را که زیر اطمینان دروغین و پوک نهفته بود احساس می‌کرد.

ننه گفت اسم مریم را خودش انتخاب کرده، چون اسم مادرش همین بود. جلیل گفت اسمش را او گذاشته، چون نام گل خوشبویی است.