- نوشته تیمور ورمش
- ترجمه بهار مقربی
- ناشر تیسا
در تابستان سال ۲۰۱۱ آدولف هیتلر در زمینی خالی در برلین از خواب بیدار شد. بدون جنگ بدون حزب بدون اوا. در صلحی کامل در میان هزاران نفر خارجی و آنجلا مرکل. ۶۶ سال پس از اینکه به اصطلاح حضور پیشوا به نتیجهای نرسیده بود، احتمال پیشرفتی جدید در تلویزیون و برنامههای تلویزیونی برای هیتلر به وجود آمد. این هیتلر یک چهره طنز نیست و به همین دلیل واقعا ترسناک است. در این سرزمین، او با چیزهایی روبه رو میشود: بدبینی، بیبند و باری مهار نشده و با وجود چند دهه دموکراسی، آلمان پر بود از عوامفریبی و تمایل به کلیک کردن و فشردن صفحه کلید کامپیوتر. تقلید طنزآمیز؟ طنز؟ کمدی سیاسی؟ تمام اینها و بیشتر: اولین رمان تیمور ورمس، یک نمونه ممتاز ویژه نمایش اولین نظم ادبی است.
- تعداد صفحه
- ۳۰۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۶۶۶۲۶۷۱
- سال نشر
- ۱۳۹۳
- تعداد نقل قول
- ۱۳
نقل قولها و فعالیتها
۱۳ نقل قول
من به جلو خم شدم و بشکنی زدم. « شما میدانید که این چیست؟» « این مدت زمان مشخصی است که نیاز است از مجمع ملل متحد خارج شد. »
حتی برلین بمباران شده هم اینچنین غمگین به نظر نمیرسید
چه تعداد دیگری باید بمب به شهرهایشان پرتاب میکردیم تا درک کنند که آنها دوستان ما هستند
این مطبوعات ثروت ملی را به هدر میدهند
بزرگترین احمقهای کشور علایقشان را در سرمقاله پیدا میکنند