- نوشته آلیس مونرو
- ترجمه بهار اکبریان
- ناشر افق
حدسم راجع به خانهی واقع در آموندسن درست بود. من را برای شام برد همانجا. یک روز در راهرو به هم برخوردیم، ظاهرا من را که دید، همان لحظه تصمیم گرفت دعوتم کند به شام. لابد یادش افتاده بود به من قول داده راجع به برنامهی تدریس صحبت کنیم. آلیس مونرو، نویسندهی معروف کانادایی و برنده جایزه نوبل سال ۲۰۱۳ و جایزه ادبی منبوکر در سال ۲۰۰۹ است. بعضی از آثار ترجمه شده او عبارتاند از: فرار، رویای مادرم و دستمایهها.
- تعداد صفحه
- ۸۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۵۳۰۳۲۴
- سال نشر
- ۱۳۹۳
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
… گفت اینجا با تورنتو خیلی فرق دارد و ممکن است حوصلهام سر برود. گفتم: « ابدا» و اضافه کردم: « اینجا خیلی قشنگه، آدم احساس میکنه وارد یکی از رمانهای روسی شده. » یک دفه توجهاش به من جلب شد. نخستین بار بود که با دقت نگاهم میکرد. - واقعا؟ مثلا کدام رمان روسی؟ چشمان روشنش خاکستری مایل به آبی بود. انحنای یکی از ابروهایش؛ مثل قلهی کهی بالا رفته بود. تعدادی رمان روسی خوانده بودن، بعضیهایشان را تمام کرده بودم و بعضیها را هم ورق زده بودم. ولی به خاطر ابرویی که بالا انداخته بود و قیافهی مبارزه طلبانه ای که گرفته بود، از هول، عنوان هیچ کدامشان جز جنگ و صلح یادم نمیآمد…