عشق روی چاکرای دوم

۲.۶ از ۵۲۰۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

اما نمی‌توانستم سر برنگردانم تا نبینم پست سرم چیست. آرام برگشتم. فقط قسمت‌هایی از اشیا اتاق را می‌شد ببینم که امکان داشت در آینه منعکس شده باشند. فقط یک آباژور، کمی از تابلو و چراغ سقف... همه تصاویری مجازی و غیرواقعی و ناقص. واقعیتی آن‌قدر عجیب که جز دیوانگی اسم دیگری نمی‌شد رویش گذاشت. کمی دورتر هم تاریکی ایستاده بود. تهدید کننده و خطرناک.

تعداد صفحه
۲۰۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۱۱۶۷۷۴
سال نشر
۱۳۹۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.