شب روی سنگفرش خیس
امتیاز ندادهاید
حامد: در پارکینگ شما چهار تاق باز بود ، دیدم از این طرف صرف بیشتری دارد! (یکی دو قدم پیش میآید.) سلام... انگار جای حساسی وارد صحنه شدهام. شعر میخواندید؟ رخساره: ما، در وقت خودش شعر هم میخوانیم. حامد: شعر و موسیقی، دو پای ثابت محفل استاد! (توی دستهای سرد و بستهاش ها میکند و به سمت پیانو میآید.) و پیانو... که همیشه مرا یاد یک بیت، یک بیت مرموز میاندازد. چه بود فال آن شب؟ به چشم کردهام ابروی ماه سیمایی... هه! انار دانه کرده و خاله ناهید با یک پیرهن ماکسی مشکی کنج کاناپه نشسته بود...
- تعداد صفحه
- ۱۹۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۴۱۹۰۲۸
- سال نشر
- ۱۳۹۱
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.