شب به‌خیر جناب کنت و کاکتوس

۸۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

کسی که در نبش یک کوچه سنگفرش بارانی و آهنگ دور مه‌آلود آهسته قد کشیده، آنکه در اولین ملاقات با دین و آیین زنی را دیده است تمام در قامت آبی که محتشمانه ایستاده، آش را در دیگ بزرگ هیاتی چمچه می‌زد و می‌گفت دور دیگ گلاب بپاشند و خلوت کنند تا بانوی سیاهپوش نیمه‌شب بیاید و روی آش پنجه بگذارد، و من که هرگز جای پنجه‌ای ندیده‌ام؛ اما از میان آن همه شکل و نشانه و زیبایی به عصمت معنی رسیده‌ام، چطور می‌توانم تناسب عالی یک ترکیب، آن رقص ربوبی فرم را در کلام و صحنه نبینم؟ که معنی عالم برای من همه در فرم است.

تعداد صفحه
۸۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۴۱۲۹۵۱
سال نشر
۱۳۹۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.