مرد یخین می‌آید

The iceman cometh

امتیاز نداده‌اید

هیکی: (با اوقات تلخی) خدایا،‌ تو کاراگاه احمقی هستی! فکر می‌کنی الان دیگه به زندگی اهمیت می‌دم؟ نه، کله‌پوک، دیگه هیچ امید واهی نکبت یا هیچ خواب و خیالی واسم نمونده! موران: (او را به سمت در راهرو هل می‌دهد.) راه بیفت!

تعداد صفحه
۲۰۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۱۰۱۱۴۱
سال نشر
۱۳۸۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.