نمایش‌نامه‌های شاعر 4 (نیمکت آبی‌رنگ در انتهای دریا و ضیافتی مجلل) نمایش‌نامه

۳.۴ از ۵۱۲۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

میان من و این بادهای مانده در برگ‌ها و سرنوشت روزهای گرما تفاوتی نیست. برگ‌ها از درختان می‌ریزند. سرنوشت من تا پایان این ساعت به تاخیر است. پس چرا من باید به خانه بازگردم، پرده‌ها را بکشم و ساعت خفتن ماهیان را در آب و ساعت سقوط هواپیما را در گندم‌زار به‌خاطر بسپارم. هیچ و همه از خانه دور است. خانه در میان برگ‌ها طلسم می‌شود. من نام این طلسم را می‌دانم، شباهت به انار دارد و خاشاک دیگر از خواب برنمی‌خیزم. باید چشمان را با آب‌های پنهان شستشو دهم. دیگر روزها از من فاصله می‌گیرند و من هنوز لیموهای ترش و هندوانه‌های قرمز را دوست دارم.

تعداد صفحه
۱۲۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۱۹۵۹۸۳
سال نشر
۱۳۹۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.