آخرین جواب

امتیاز نداده‌اید

آیزاک آسیموف! نمی‌خواهم به رسم مقدمه‌چین‌ها از او و آثارش بگویم، چرا که نویسنده‌ای که خلق حداقل ده کتاب در سال روال عادی زندگی‌اش بود دیگر نیازی به معرفی ندارد! کسی که با قلم روانش، قلمرو تخیل و علم را به هم پیوند داد. چاشنی خیال را به علم افزود و معجونی ساخت که هم پاسخی بود برای سوالاتی که زمانی ذهن نوجوانم را درگیر کرده بود و هم بذر علاقه به علم و نجوم و آسمان‌ها را در من کاشت... و اما مجموعه حاضر شامل ۱۴ داستان کوتاه گردآوری‌شده از مجموعه داستان‌های مختلف آسیموف است که هریک جذابیت خاص خود را دارد.

تعداد صفحه
۲۹۵
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۸۲۱۳۶۳
سال نشر
۱۳۹۳
تعداد نقل قول
۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۳ نقل قول

بهم خبر دادن. فرقی نمی‌کنه که کجا باشی چه روی ماه،چه توی یه سکونتگاه فضایی. خبرهای بد ظرف چند ثانیه بهت می‌رسن. شاید خبرهای خوب رو از دست بدی اما خبرهای بد رو به هیچ وجه.

ندا گفت: < < تو جواب متناقض نمای مرا با متناقض گویی دادی - البته حرف من متناقض نیست. ببین،من از ازل وجود داشته ام،خوب این یعنی چه؟یعنی من نمی‌توانم به وجود آمدنم را به یاد بیاورم. اگر می‌توانستم ،در این صورت از ازل وجود نداشتم. پس اگر نمی‌توانم آغازم را به یاد بیاورم،حداقل یک چیز هست که من نمی‌دانم. اگر چه دانش من نامتناهی است،به همین ترتیب آنچه برای دانستن وجود دارد هم بی نهایت است. چطور می‌توانم مطمئن باشم که این دو بی نهایت با هم برابرند؟گستره چیزهایی که هنوز نهفته اند ممکن است بسیار بزرگتر از دانش نامتناهی من باشد.

اگر ستاره‌گان هر هزار سال فقط یک‌بار در آسمان ظاهر شوند،باز هم بشریت به وجودشان ایمان خواهد داشت. ستایش‌شان خواهد کرد و خاطره‌ی شهر خدا را برای نسل‌های بعدی حفظ خواهد کرد. امرسون