- نوشته اومبرتو اکو
- ترجمه فریبا ارجمند
- ناشر روزنه
چند روز پیش هم که بی کمترین تصوری از اینکه که هستم بیدار شدم همین اتفاق افتاد. اما آن اتفاق در خانهی خودم افتاد، در حالی که امروز صبح در خانهی کسی دیگر بودم. چشمهایم خیس بودند. زبانم درد میکرد، انگار گازش گرفته بودم.
- تعداد صفحه
- ۶۷۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۳۴۴۷۴۰
- سال نشر
- ۱۳۹۳
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
همانطور که اینجا نشستهام تا بنویسم احساس نوعی شرمندگی دارم، انگار دارم روحم را به فرمان، نه به خاطر خدا، بگذارید بگویم به توصیه ی یهودی ای آلمانی (یا اتریشی، هر چند همه مثل هم اند) عریان میکنم. من کی ام؟ شاید بهتر باشد به جای کارهایی که در زندگی انجام دادهام از من دربارهی شور و شوقهایم بپرسید، عاشق چه کسی هستم؟ کسی به ذهنم نمیرسد. میدانم که عاشق غذای خوبم. فقط نام توردارژان کافیست تا سرتاپا بلرزم. این عشق است؟