جزیره افسونگران

۱۸۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

در شبی سیاه و تیره در دهکده‌ی باران دختری به دنیا آمد که چشمانی عسلی و پوستی گندمگون داشت. پدرش او را در پوست شیر پیچید و از خداوند خواست دخترش مانند، شیر، شجاع و بی‌باک باشد. مرغ آمین که از فراز خانه می‌گذشت دعای پدر را شنید و گفت: «آمین!» مادر گفت: «خوب است که شجاعت و دلاوری با خردمندی همراه باشد، خداوندا به دختر من دانایی و خردمندی ببخش.» اما مرغ آمین که از فراز خانه گذشته بود دعای مادر را نشنید. به این ترتیب، دخترک که داناک نامیده می‌شد دلاورترین دختر دهکده‌ی باران شد اما...

تعداد صفحه
۱۸۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۹۴۵۸۳۱۸
سال نشر
۱۳۹۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.