نطلبیده 1 (2جلدی)
- نوشته معصومه بهارلویی
- ناشر علی
نگاهش رفت سمت ماشین رفیع! آخ که لابهلای حرفهای آیناز چهقدر متلک بارش کرده بود! دل او هم از همین آتش گرفته بود که چرا آیناز فرصتی برای متلکگویی به رفیع و کنایه شنیدن به او داده است. اگر سرش را مثل بچه آدم پایین میانداخت و به خانه برمیگشت مجید توانا نبود! از موتور پیاده شد و با تندی به آیناز اخطار داد همانجا بماند تا او بیاید. لحظهای بعد قدمهای تند و بلندش او را به سمت اتاق مدیریت راهنمایی کرد.
- تعداد صفحه
- ۶۶۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۹۳۰۶۸۶
- سال نشر
- ۱۳۹۴
نقل قولها و فعالیتها
خیلی خوب بود اینکه یه فضای تقریبا شادی هم داشت و داستان سیاه و سفیدی نبود خیلی جذابترش کرده بود واقعا رمانیه که ارزش خوندن داره