جنگ پیرمرد

Old mans war

۴.۲ از ۵ · ۱ رأی۳۵۲ صفحه۶ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

جان پری در روز تولد ۷۵ سالگی‌اش دو کار کرد: اول به قبر همسرش سر زد، بعد سرباز ارتش شد. خبر خوب: بشر بالاخره سفرهای میان ستاره‌ایش را شروع کرده. خبر بد: سیاره‌های مناسب برای زندگی اندک هستند و نژادهای بیگانه بر سر تصاحب این سیاره‌ها با هم می‌جنگند. در نتیجه ما هم می‌جنگیم؛ هم برای دفاع از زمین و هم برای به چنگ آوردن ملک و املاک سیاره‌ای. جنگ کهکشانی دهه‌هاست که دور از زمین در جریان است: پر از خون و خشونت و خطر. خود زمین آرام است. بخش اعظم منابع بشر در دست «نیروی دفاعی مستعمرات» است. همه می‌دانند که وقتی به سن بازنشستگی برسند، می‌توانند به این نیروها بپیوندند. این نیروها هم جوان‌ها را نمی‌خواهد؛ آدم‌هایی می‌خواهد که آگاهی‌ها و مهارت‌هایی چند دهه زندگی را داشته باشد. وقتی کسی را از زمین ببرند، دیگر هرگز اجازه ندارد برگردد. دو سال در جبهه‌ها خدمت می‌کنید و بعد اگر زنده بمانید می‌توانید در یکی از سیارات مستعمره زندگی کنید. جان پری معامله را قبول می‌کند. اما او هم مثل بقیه ساکنان زمین حتی روحش خبر ندارد در فضا و در این جنگ چه خبر است. چون نبرد واقعی سال‌های نوری آن طرف‌تر از زمین رخ می‌دهد و بسیار سخت‌تر از چیزی است که به تصور کسی در بیاید. اما خود جان پری قرار است به چیزی تبدیل شود که حتی به تصورش هم در نمی‌آید.

تعداد صفحه
۳۵۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۸۲۱۷۵۲
سال نشر
۱۳۹۴
تعداد نقل قول
۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۶ نقل قول

بر مرگ من نگریید،دوستان چون شهاب می‌افتم به حیات پسین

قسم نامه اسلحه تکاوری یه جاییش میگه: این اسلحه من است. مثل این کم نیست،اما این یکی مال من است. اسلحه من بهترین دوستم است. زندگی‌ام است. باید در استفاده از آن مسلط شون؛چنان‌که دوست دارم بر زندگی‌ام مسلط باشم. اسلحه من،بدون من،بی‌فایده است. بدون اسلحه‌ام،من بی‌فایده‌ام. باید اسلحه‌ام درست شلیک کنم. باید دشمنم که میخواهد مرا بکشد صاف‌تر شلیک کنم. باید به او شلیک کنم،قبل از آن‌که به من شلیک کند. شلیک هم خواهم کرد.

گاهی باید زد به جاده

داوری مکنید تا بر شما داوری نشود!

اما من به شمل می‌گویم که دشمنان خود را محبت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت طلبید و به آنانی که از شما نفرت کنند،احسان کنید و به هرکه به شما فحش دهد و جفا رساند،دعای خیر کنید. تا پدر خود را که در آسمان است پسران شوید،زیرا که آفتاب خود را بر بدان و نیکان طالع میسازد و باران بر عادلان و ظالمان می‌باراند.