4 چهارشنبه و 1 کلاه گی...
- نوشته بهاره رهنما
- ناشر چشمه
مادر من زن پر طرفداری بود. یادم نیست از کی، اما از وقتی خیلی کوچک بودم این را میدانستم. موهای بلند طلاییای داشت که همیشه تابدار بود و کسی باور نمیکرد که این رنگ طبیعی موهای اوست. وقتی میخندید، چال میافتاد. مژههای فرخورده پری داشت که رنگ چشمهای عسلیاش را پنهان میکرد. بلندقد بود و همیشه کمی توپر. صدایش بلند و دورگه و خندههایش ریسههایی بود طولانی که همیشه میترسیدم نفسش را بند بیاورد.
- تعداد صفحه
- ۸۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۵۳۰۶
- سال نشر
- ۱۳۹۴
نقل قولها و فعالیتها
می روم آیفون را جواب میدهم. از آن طرف آیفون میگوید: « تا آخر دنیا عاشقتم، بگو خانوم کوچولوی دیوونه من بیاد پایین، مامانش گفت اینجاست. » جواب نمیدهم. میآیم طرف تو. رنگم عین گچ دیوار سفید شده
