زنان مهتابی مرد آفتابی و 2 مرغ آخر عشق

۹۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

شاهزاده: مرا رها کن، این‌گونه که چون سایه در تعقیب منی، همگان به من می‌خندند. زن: نه آقا... همگان به من می‌خندند! اما بگذارید بخندند... که این مردم اندوهگین و دل‌مرده را شاید، زهر خندی از تماشای عطش عاشقی، کمی به وجد آورد... مرا باکی نیست.

تعداد صفحه
۹۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۴۱۵۳۹۶
سال نشر
۱۳۹۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.