دیو 1000 دندان (مجموعه قصه‌های خوشحال 2)

Terry jones

۱۴۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

برگشت و با تمام سرعت به سمت خانه دوید. ولی راه را پیدا نمی‌کرد و نمی‌دانست از کدام طرف باید بپیچد. چیزی نگذشت که هوا تاریک تاریک شد. دیگر در هیچ خیابانی پرنده پر نمی‌زد و همه مردم توی خانه‌هایشان چپیده بودند و از ترس دیو، در خانه‌ها را قفل و زنجیر کرده بودند. طفلکی سام از این خیابان به آن خیابان می‌دوید ولی راه خانه را پیدا نمی‌کرد. ناگهان از دور صدایی شبیه رعد شنید و فهمید که صدای دیو هزار دندان است که دارد به شهر نزدیک می‌شود!.. ‌

تعداد صفحه
۱۴۴
شابک
۲۵۰۰۱۱۰۰۵۹۳۵۹
سال نشر
۱۳۹۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.