بابا لنگ دراز
Daddy long legs
- نوشته جین وبستر
- ترجمه میمنت دانا
- ناشر پر
یک رمان نامهنگارانه دنبالهدار آمریکایی است که ماجراهای قهرمانش را که یک دختر جوان به نام جودی ابوت است، در سالهای تحصیل در کالج روایت میکند. جودی برای یک مرد ثروتمند و خیر که تا به حال او را ندیده است نامه مینویسد. موضوع این کتاب برمیگردد به حضور موفق خانمها در جامعه کاری و حق رای داشتنشان در انتخابهای گوناگون، که با قلم خاص این نویسنده آمریکایی و ترجمه سلیس خانم میمنت دانا بسیار خواندنی و زمین نگذاشتنی شده است.
- تعداد صفحه
- ۱۶۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۸۰۰۷۷۳۲
- سال نشر
- ۱۳۹۵
نقل قولها و فعالیتها
باید برای حال زندگی کردو اصلا نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد.
بنظر من مهمترین صفت آدمی نیروی تصور و خیال اوست. چون آدم میتواند خود را بجای دیگری تصور کند و همین موضوع گاه آدمی را با محبت و دلسوز و دانا بار میآورد.
هرکسی دوست دارد که در زندگیش با حوادث غیر منتظره مواجه شود. این در نهاد و طبیعت هرکسی است.
جای شکر دارد که من هیچ خدائی را از کسی به ارث نبرده ام. و آزاد هستم که خدا را آنطورکه میخواهم بشناسم.
فکر نمیکنید اگر آدم واقعا بتواند داستان زندگی اش را بخواند خیلی جالب باشد ؟ داستان زندگی ای که یک نویسنده ی دانای کل با صداقت و درستی تمام نوشته باشد و با تصور کنید که به یک شرط میگذارند شما آن را بخوایند ، به شرطی که هرگز یادتان نرود که با اینکه قبلا نتیجه اعمالتان را کاملا میدانید و دقیقا میدانید چه ساعتی میمیرید ، باز هم مجبور باشید به زندگی عادی تان ادامه دهید. به نظرتان در این صورت چند نفر از مردم جراتش را دارند یک همچین کتابی را بخوانند ؟ و چند نفر میتوانند جلوی کنجکاوی شان را بیگیرند و آن را نخوانند ؟



