خاما (رمان)

۳.۴ از ۵ · ۳ رأی۴۴۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

خاما نباید نوشته می‌شد. یک ‌بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن درنیامد. لال شد. و گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به یکی که کارش گفتن است. این کلمه‌ها امید دارند خاما زنده شود و آن راوی هم. به رقص و به رنگ‌رنگ زرد و قرمز این حلقه آتش، باید که جاری شد.

تعداد صفحه
۴۴۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۸۴۰۳۲۴
سال نشر
۱۳۹۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.