- نوشته ویکتور هوگو
- ترجمه محمدرضا پارسایار
- ناشر هرمس
ـ آیا ممکن است سرشت بشر بهکلی دگرگون شود؟ ـ آیا ممکن است همان گونه که ستون فقرات بشر زیر سقفی کوتاه، درهم فشرده و خم میشود در آدمی نیز زیر بار فلاکت و فقر عیب پذیرد و به معلولیتی درمانناپذیر دچار شود؟ ـ آیا در روح بشر عنصری الاهی وجود دارد که فساد نمیپذیرد؟ فشارهای اجتماعی و اخلاقی آدمی را به تباهی سوق میدهند. از نظر ویکتور هوگو، بینوایی و بیاعتنایی انسانها به یکدیگر و نظام سرکوبگر و بیرحم باعث میشوند تا انسان پاکنهاد به زشتکاری روی آورد. او بر این باور است که آموزش و پرورش و حفظ کرامت انسانها تنها راه حلهای جامعه برای دوری از زشتکاریاند. بینوایان نشان میدهد که بهترین راه برای تعالی انسان، گذشت و فداکاری است.
- تعداد صفحه
- ۹۲۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۴۵۶۰۱۹۱
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
شادیهای ما همیشه مبهمند و این خداست که میتواند همیشه بخندد.
خطرهای بزرگی که از خارج میرسند خیلی کوچک وحقیرند باید از خودمان بترسیم. افکار بد و شک و تردید به منزله دزدان است. -عیوب ما حکم قاتلین را دارد بزرگترین خطر در باطن ما جایگزین است. کسی که جان ماو پول ما را تهدید میکند قابل توجه نیست به غیر از چیزیکه روح ما را تهدید میکنداز کسی نباید بترسیم.













