شهر خرسها
Bjornstad
- نوشته فردریک بکمن
- ترجمه غزاله رمضانی
- ناشر آوای چکامه
کشف و پرورش یک بازیکن حقیقتا با استعداد، درست مثل دیدن درخت گیلاسی پر شکوفه در یک باغ یخزده است و شهر در ژرفای آن زمستان طولانی بوی بهار میداد. درختان گیلاس همیشه بوی درخت گیلاس میدهند، اما پول بوی هیچچیزی نمیدهد. شاید نفرت از عشق سادهتر باشد، اما او از عشق و نفرت گذشت و سرانجام پیروز شد. "با داستانی شگفتانگیز و عمیق درباره شهری کوچک که رویایی بزرگ در سر دارد، باز میگردد. و البته تحقق این رویا بهایی دارد که باید پرداخته شود."
- تعداد صفحه
- ۴۸۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۸۱۷۳۳۰۴
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
« آدمها گاهی میگویند غم چیزی روانی است، اما گیر افتادن در دام آن یک مسئله فیزیکی است. اولی زخم است و دومی عضوی قطع شده. یک گلبرگ پژمرده در برابر یک ساقهی شکسته. وقتی خودت را بکشانی سمت چیزی که عاشقانه دوست داری، در ریشههای آن شریک میشوی. ما دربارهی از دست دادن عزیزان حرف میزنیم. میتوانیم زمان بدهیم تا درمان شود، اما حیات مجبورمان میکند به زندگی ادامه دهیم، آن هم به خاطر یک قانون اساسی: درختی که تنهاش بشکند محکوم است به نابودی. »


