- نوشته آدرین جونز
- ترجمه افسانه قادری
- ناشر نشر متیس
در بهار سال ۱۸۴۰، در زمان امپراتوری روسیه، کنتس النا تمکوفا و خدمتکار او ماریا برشنفسکایا به شکلی ناگهانی به عنوان زندانیان سیاسی توسط نیروهای امنیتی تزار دستگیر میشوند. آنها حالا باید در حالی که یکی از ماموران ارشد پلیس امنیتی تزار، بوریس برانوف، همراهیشان میکند از گستره روسیه عبور کرده و به سیبری، جایی که پدر النا از چند سال پیش به آنجا تبعید شده بود، منتقل شوند. جایی دیگر بهاری دیگر با شرح آشکار و قابل لمسی از سختیها و مشکلاتی که مسافرهای این سفر در نقاط مختلف با آن مواجه میشوند و نیز ظلمی که بر مردم رعیت و زندانیان تبعیدی روا میگردد داستانی به یاد ماندنی از امید، یاس، زندگی، مرگ و عشق به تصویر میکشد. «وقتی برای زندگی تنها یک امید وجود داشته باشد همه چیز امکانپذیر است.»
- تعداد صفحه
- ۳۵۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۷۲۰۷۳۶
- سال نشر
- ۱۳۹۶
- تعداد نقل قول
- ۱۸
نقل قولها و فعالیتها
۱۸ نقل قول
روحیهٔ آدم مثل خورشید است. در شب غروب میکند. اما بعد، دوباره صبح میشود.
در زندگی، کماند آدمهایی که همیشه از پس گرفتاری لحظه برمیآیند.
قبرستان؟ آنجا مقصد نهایی همهمان است.
تا زمانی که انسانیت بر دولتی ظالم پیروز شود همیشه یک جنبش انقلابی خواهد بود.
وای، از دست این عنوانها. مایهٔ تأسف و تظاهر. آدم بیارزش لیاقت یک عنوان را ندارد و آدم ارزشمند سود چندانی از آن نمیبرد.