تقویم مطالعه ۱۳۹۹ X
مهر
آبان
آذر

آخرین فعالیت‌ها


  • نان و آب
    از نان و آب :

    وقتی دختری را دوست داشته باشی که نمی‌فهمدت، زندگی‌‌ات جهنم می‌شود. دختری که تلاش می‌کند، اما نمی‌تواند. (...)

  • نان و آب
    از نان و آب :

    یکشنبه عجب روز طولانی مصیبت‌باری است! طوری‌که آدم ترجیح می‌دهد یکشنبه‌ها کار کند. کل روز کاری برای انجام دادن نداری و هیچ جای درست‌حسابی هم نیست که بروی آنجا. (...)

  • نان و آب
    از نان و آب :

    ایده‌های من به‌قدرکافی زیادند، اما انگار قصد به کار گرفتنشان را ندارم. همیشه می‌خواهم آن نمایشنامه را شروع کنم. ولی مدام می‌گویم فردا. (با اندوه) باید روی سنگ قبر من بنویسند: «متوفی به آن چیزی رسید که نمی‌توان به فردا موکولش کرد». سنگ‌نوشتهٔ مناسبی خواهد بود. (...)

  • نان و آب
    از نان و آب :

    سنجاب را نمی‌شود روی زمین نگه داشت، مگر اینکه تمام شاخه‌های درخت‌ها را ببری. (...)

  • نان و آب
    از نان و آب :

    من یک معذرت‌خواهی به شما بدهکارم. باید اعتراف کنم که امشب زیادی سرزنده‌ام. به شراب و این‌طور چیزها نگاهی انداخته‌ام. (...)

  • نان و آب
    از نان و آب :

    نمی‌توانی رنگ کنی و تمیز بمانی. فکر کنم در سیاست هم اوضاع همین‌طور است. (...)

  • بریده‌های جراید
    از بریده‌های جراید :

    تنها درس تاریخ این است که هیچ‌کس از تاریخ درس نمی‌گیرد. این جمله مال من نیست. مال هگل است. (...)

  • بریده‌های جراید
    از بریده‌های جراید :

    چندتایشان را بکشید. هم سریع است و هم انسانی. آن‌وقت می‌بینید چطور صدایشان می‌خوابد و تمام این دردسرها تمام می‌شود. (...)

  • بریده‌های جراید
    از بریده‌های جراید :

    پایهٔ تمام متدهای نظامی این است: وقتی مردم گوش نمی‌دهند، به آنها تیراندازی کن. (...)

  • بریده‌های جراید
    از بریده‌های جراید :

    چیزی به‌اسم افکارِعمومی وجود ندارد. بعضی آدم‌ها هستند که یک‌سِری عقایدی دارند. ما آنها را تیرباران می‌کنیم. وقتی به آنها شلیک کردیم، دیگر فرد زنده‌ای نیست که آن عقیده را داشته باشد. درنتیجه چیزی از آن افکارِعمومی باقی نمی‌ماند که شما از آن بترسی. این موضوع را درک کن، بالزکوئیت عزیز. آن‌وقت است که می‌توانی ادارهٔ حکومت را یاد بگیری. افکارِعمومی یک فکر است. فکر از ماده جدایی‌ناپذیر است. اگر ... (...)

  • بریده‌های جراید
    از بریده‌های جراید :

    گوسفند خصوصیات نظامی ارزشمند زیادی دارد. (...)

  • بریده‌های جراید
    از بریده‌های جراید :

    شاید برای شما که یک غیرنظامی هستید عجیب باشد، اما اگر یک تفنگ را به‌طرف یک زن نشانه بگیری و شلیک کنی، او دقیقاً همان‌طوری به زمین می‌افتد که یک مرد به زمین می‌افتد. (...)

  • عروس (نمایش‌نامه‌ای در 14 پرده)
    از عروس (نمایش‌نامه‌ای در 14 پرده) :

    نمی توانستی با خودت عروسی کنی؟ میتوانستی؟… پس بھتر است قدر من را بدانی. (...)

  • عروس (نمایش‌نامه‌ای در 14 پرده)
    از عروس (نمایش‌نامه‌ای در 14 پرده) :

    ازدواج مثل تله موش می‌ماند، ھم برای مرد و ھم برای زن. خیلی زود به آخر پنیر می‌رسی. (...)

  • جایی دیگر بهاری دیگر
    از جایی دیگر بهاری دیگر :

    روحیهٔ آدم مثل خورشید است. در شب غروب می‌کند. اما بعد، دوباره صبح می‌شود. (...)

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    الف) شما ازدواج کرده‌اید؟ ی) نه. چطور؟ قصد و غرضی دارید؟ الف) چه عجله‌ای دارید. ما هنوز ده دقیقه هم نیست که همدیگر را می‌شناسیم. ی) فکر می‌کنید اگر بیست سال دیگر هم با من حرف بزنید در شناختتان تغییری حاصل خواهد شد؟

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    اگر بی‌سروپاهای مؤنثی که مردها را در هوا می‌قاپند، قبح گستاخیِ خودشان را درک می‌کردند، آن وقت، کدام مرد بزرگی تن به ازدواج می‌داد؟ تمام آن زن‌ها با خودشان فکر می‌کردند می‌توانند شوهرانشان را تربیت کنند، اصلاح کنند و از آنها یک آقا بسازند.

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    همیشه باید به خودت اجازهٔ فکر کردن به هر موضوعی را بدهی و باید در مورد همه چیز همان‌طور که هستند فکر کنی نه آن‌طور که مردم می‌گویند هست

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    یاد گرفته‌ام که زیاد از زندگی توقع نداشته باشم. این رمز شاد زیستن است چون به جای ناکامی‌های ناگهانی، غافلگیریهای خوشایند نصیبم می‌شود.

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    ی) دوست ندارم این را بگویم اما مردم شروع کرده‌اند به حرف زدن پشت سر ما. الف) شروع کرده‌اند؟ کِی تمام کرده بودند؟

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    ی ما همه باید شانسمان را در زندگی امتحان کنیم. الف من فرار کردم و امتحانش نکردم.

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    ی یک نفر شما را تور می‌کند. از آن دسته آد‌م‌ها هستید که به راحتی به تور می‌افتید. الف زنی که من را تور می‌کند باید عواقبش را هم بپذیرد.

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    حرف حساب را اگر به زبان بیاوری، می‌شوی نخست‌وزیر. اگر بنویسی، می‌شوی شکسپیر

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    آدم‌ها فقط در صورتی با هم خوش‌رفتاری می‌کنند که مشتری همدیگر باشند

  • خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه
    برای خواستگاری به سبک روستایی (1 کمدی کوچک برای 2 صدا) نمایش‌نامه نوشت :

    آن چیزهایی که در این سه ماه، در مغازه یاد گرفتم را در طی سه سال دانشگاه یاد نگرفتم.

  • پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1)
    برای پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1) نوشت :

    میریام هرگز متوجه نَر درون او نبود.

  • پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1)
    برای پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1) نوشت :

    (پال به میریام) «فکر نمی‌کنی ما در آن چیزی که اسمش را پاکی می‌گذراند زیاده‌روی کرده‌ایم؟ فکر نمی‌کنی این قدر ترسو و بی‌میل بودن یک جور کثیف بودن است؟»

  • پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1)
    برای پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1) نوشت :

    «پسرم، تا وقتی زن بگیرد پسرم است دخترم، همه عمرش دخترم است

  • پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1)
    برای پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1) نوشت :

    وقتی عیسی مسیح آب را در قانا به شراب بدل کرد، این یک نماد است که می‌گوید با ازدواج، زندگی معمولی، حتی خون زن و شوهر متأهل، که پیش از این روح نداشته است، مانند آب، از روح پر می‌شود و سرخ می‌شود، چون عشق وارد شده است، کل ساختار روحانی انسان تغییر می‌کند، پر از روح مقدس می‌شود و جسمش هم تقریباً عوض می‌شود

  • پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1)
    برای پسرها و عاشق‌ها (مجموعه آثار لارنس 1) نوشت :

    تو آن‌قدر دوستم داری، که می‌خواهی من را بگذاری داخل جیبت.