مغازه خودکشی
Le magasin des suicides
- نوشته ژان تولی
- ترجمه احسان کرمویسی
- ناشر چشمه
مغازه خودکشی یک فانتزی سیاه تکان دهنده است که بعد از چاپ شدن در سال ۲۰۰۷، توجه فراوانی برانگیخت. رمان عجیب ژان تولی (۱۹۵۳)، نویسنده و فیلمنامه نویس فرانسوی، هجوی است تمام عیار درباره مرگ و امید. رمان درباره یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی است. همهجور خنزر پنزری در آن یافت میشود. از انواع سم تا طنابهای دار، از انواع سلاحهای کمری مناسب برای انتحار تا ویروسهای کشنده. یک فروشگاه منحصر به فرد در زمان نامعلوم. رمان گره خورده است به نام برخی از مهمترین چهرههای ادبی و هنری که خود را کشتهاند؛ میشیما، مرلین مونرو، ونسان ونگوگ و... تقاضا بسیار زیادی است، تا این که روزی پسری وارد این مغازه میشود و با خودش تحولی به همراه میآورد. این روند پیش میرود تا سطرهای پایانی کتاب که ناگهان ضربهای خردکننده به مخاطب وارد میشود، ضربهای که غیر قابل پیشبینی است... رمان مغازه خودکشی از درخشانترین آثار فانتزی سیاهی است که در دو دهه گذشته در جهان نوشته شده است. حضور متراکم مرگ، تلاشی برای ساختن امید به زندگی، نبردی نمادین و مملو از شوخیهای ظریف که در نهایت قرار است خواننده را میخکوب کند.
- تعداد صفحه
- ۱۱۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۸۸۱۲
- سال نشر
- ۱۳۹۶
- تعداد نقل قول
- ۱۰
نقل قولها و فعالیتها
۱۰ نقل قول
در تختخواب چپ و راست میغلتید و تنها بیخوابی با او بیدار بود.
« تبریک میگم عزیزم، یک سال از عمرت کمتر شد. »
« زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همهٔ کمبودهایی که این دنیا داره، زیباییهای خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمهٔ پُرِ لیوان رو ببینیم. حالا اون تفنگ و طناب رو پس بده. حالی که تو این لحظه توشی پُرِ استرس و درده؛
در ضمن همونطور که همیشه میگم، “شما فقط یکبار میمیرید، پس کاری کنید که اون لحظه فراموشنشدنی باشه.” »
بابا، چرا به جای لعنت فرستادن به تاریکی یه چراغ روشن نمیکنی؟
من چطوری این کتاب رو بخونم ؟