داستان‌های ماشین تحریر

Uncommon type

امتیاز نداده‌اید

اعلام کنید می‌خواهید به ماه پرواز کنید و همه فکر می‌کنند منظورتان نشستن روی آن است - تا پرچم بزنید و مثل کانگورو در یک ‌ششم جاذبه زمین بالا بپرید و سنگ جمع کنید و به خانه بیاورید... و ما نمی‌خواستیم هیچ‌کدام از این کارها را بکنیم. می‌خواستیم دور ماه پرواز کنیم.

تعداد صفحه
۴۶۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۵۳۳۹۷۴
سال نشر
۱۳۹۷
نسخه‌ها
جلد کتاب ماشین تحریر عجیب
جلد کتاب نوشته‌های ماشین تحریر
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

هر وقت به مردم می‌گویم سمت پنهان ماه را دیده ام، می‌گویند: « منظورت سمت تاریک ماه است؟» مثل این است که دارت ویدر یا پینک فلوید را اشتباه تلفظ کرده باشم. در واقع نور خورشید، یکسان به هر دو سمت ماه می‌رسد، فقط در مقاطع زمانی متفاوت.

بت رویا می‌دید؛ می‌شد آن‌ها را چیز دیگری نامید؟ البته این رویاها همیشگی و حتی معنوی نبودند اما ناگهان نوری می‌دید، مثل انفجار، مثل عکسی از تعطیلات که مدت‌ها قبل گرفته شده و با دیدنش تمام خاطرات قبل و بعد از آن به تصویر کشیده می‌شود. زمانی که شوهرش، باب مانک، یک روز از سرکار به خانه آمده بود، بوم ، تصویری واضح از او را دیده بود که دستان لورین کانر اسمایت را در رستورانی کنار هتل میشن بل ماریوت گرفته بود. لورین مشاور کاری شرکت باب بود، بنابراین این دو موقعیت‌های زیادی داشتند تا با هم موس موس کنند. در آن نانوثانیه، بت فهمید ازدواجش با باب از وضعیت « خوب» به وضعیت « تمام شده» رسیده است. بوم.

من از آن دسته آدم‌های خسته و تنهایم که می‌توانند کل روز را بی هدف بگذرانند و احساس نکنند حتی ثانیه ای را هدر داده اند.