امتیاز نداده‌اید

برانژه: (به ژان) زندگی‌کردن امری غیرعادی‌ست. ژان: برعکس، هیچی طبیعی‌تر از این نیست. دلیلش هم اینکه همه‌ی مردم زندگی می‌کنند. برانژه: تعداد مُرده‌ها بیشتر از زنده‌هاست. تعداد اونها روزبه‌روز بیشتر می‌شه، زنده‌ها کمیابن. ژان: مُرده‌ها، باید گفت چنین چیزی وجود نداره! هاه! هاه!... (خنده‌ی بلند) اونها هم به شما فشار می‌آرند؟ چیزی که نیست، چطوری می‌تونه فشار بیاره؟ برانژه: من خودم از خودم می‌پرسم که آیا هستم یا نه! ژان: (به برانژه) شما نیستید، عزیز من، برای اینکه نمی‌اندیشید! بیندیشید، آن‌وقت خواهید بود.

تعداد صفحه
۱۶۸
شابک
۹۷۸۶۲۲۶۸۶۳۰۷۰
نسخه‌ها
جلد کتاب کرگدن
جلد کتاب کرگدن
جلد کتاب کرگدن
جلد کتاب کرگدن
جلد کتاب کرگدن
جلد کتاب کرگدن
جلد کتاب کرگدن
جلد کتاب کرگدن
جلد کتاب کرگدن
جلد کتاب کرگدن
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

… آه که چقدر زشتم. وای به حال آن که بخواهد اصالت خودش را حفظ کند. (ناگهان از جا می‌جهد) بسیار خوب. بدرک. در مقابل تمامشان از خودم دفاع می‌کنم. تفنگم کو! تفنگم کو! (رو به دیوار صحنه می‌کند، که کله‌های کرگدن به آن است، و فریاد کنان) در مقابل همه تان از خودم دفاع می‌کنم. در مقابل همه تان. من آخرین نفر آدمیزادم. و تا آخر همین جور می‌مانم. من تسلیم نمی‌شوم.

در آنچه طبیعی است، هیچ شر حقیقی وجود ندارد.

آشوب طلب، کرگدن‌ها هستند چون که در اقلیتند.

برانژه: (به دودار) آدمیزاد از کرگدن برتر است. دودار: من خلافش را نمی‌گویم ولی حرف ترا تأیید هم نمی‌توانم بکنم. نمی‌دانم. تجربه باید ثابت کند.

برانژه: من به زحمت قدرت زیستن دارم. شاید هم دیگر دلم نمی‌خواهد داشته باشم.