کرگدن
Rhinoceros
- نوشته اوژن یونسکو
- ترجمه جلال آل احمد
- ناشر نیلوفر
والا بودن در این تفسیر جسورانه از وضعیت انسان با مضحک بودن اشتباه گرفته شده است.این نمایشنامه پایه ی ثابت تمام کلاس های تئاتر و هنرهای نمایشی قرن ۲۰ ام بوده است.در این اثر،شهر کوچکی توسط شهروندی که به کرگدن تبدیل شده و نظم اجتماعی را زیر پا می گذارد ،محاصره شده است.هرچه شهروندان بیشتری به کرگدن تبدیل می شوند ،زیر پا گذاشتن قوانین غیرقابل تحمل تر می شود.در این شرایط،مردی به نام برانژه نمی تواند هویت و شکل خود را تغییر بدهد... مشکل می توان اوژن یونسکو را، بهتر از اوژن یونسکو تفسیر کرد. اوژن یونسکو، زاییده ی دنیای رهایی و تخیل خویشتن است که بی هیچ قید و بندی، با نگاهی گزنده و مضحک دنیا را به تصویر می کشاند. با نقب به خود و به من و به تو و دیگری؛ دنیا را می گوید و درباره ی نوشته هایش می گوید:؛ وسوسه های متناقض یا مکمل مرا به نوشتن وامی دارد: میل به قدرت، نفرت، میل به بخشوده شدن، عشق، دلهره، دلتنگی، سرگشتگی، اعتماد به نفس، عدم اعتماد به نفس، اطمینان به آن چه تایید می کنم، نیاز وافر به آگاهی، نیاز وافر به آگاهی دادن، تواضع، تفریح!!! اما اگر برای تفریح بود، این مشقت، این خستگی غیرقابل تحمل، زمانی که کار می کنم، از برای چیست؟ مسلما نوشتن نمایش نامه کار بسیار دشواری است. باید جان کند. باید قلم به دست گرفت که بسیار سنگین است... نمایش نامه ی کرگدن یک فانتزی تلخ از مسخ آدم هاست. این آدم ها چه کسانی هستند؟ آدم هایی که گرفتار زندگی روزمره ی خود شده اند و در عالم بی خبری و جهالت دنباله رو آدم های پرمدعایی هستند که آنها را تحقیر می کنند. آدم های پرمدعایی که فکر می کنند از آگاهی بیشتری نسبت به قشرفرودست برخوردارند و به آنها فخرمی فروشند؛ در حالی که خود در جهالتی دیگر فرورفته اند. آدم هایی که به جهت برخورداری از ثروت، خودشان را از دیگران برتر می دانند و نیز آدم هایی که قدرت، آن ها را مغرور و سرمست کرده است. اینها آدم هایی هستند که در این فانتزی مسخ شده اند و همگی تبدیل به حیوان هایی شده اند که زمین دیگر تاب تحمل سنگینی آن ها را ندارد. دراین میان، تنها یک نفر است که درعین بی ادعایی زندگی خود را می گذراند و از تمامی این هیاهو به دور مانده است و تن به این مسخ تلخ نمی دهد و همین آدم است که نماینده ی همان مردم اندک جامعه است که زندگی به راستی سالمی را می گذرانند.
- تعداد صفحه
- ۲۴۳
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۷۷۲۰۵۳۲
- سال نشر
- ۱۴۰۲
نقل قولها و فعالیتها
… آه که چقدر زشتم. وای به حال آن که بخواهد اصالت خودش را حفظ کند. (ناگهان از جا میجهد) بسیار خوب. بدرک. در مقابل تمامشان از خودم دفاع میکنم. تفنگم کو! تفنگم کو! (رو به دیوار صحنه میکند، که کلههای کرگدن به آن است، و فریاد کنان) در مقابل همه تان از خودم دفاع میکنم. در مقابل همه تان. من آخرین نفر آدمیزادم. و تا آخر همین جور میمانم. من تسلیم نمیشوم.
در آنچه طبیعی است، هیچ شر حقیقی وجود ندارد.
آشوب طلب، کرگدنها هستند چون که در اقلیتند.
برانژه: (به دودار) آدمیزاد از کرگدن برتر است. دودار: من خلافش را نمیگویم ولی حرف ترا تأیید هم نمیتوانم بکنم. نمیدانم. تجربه باید ثابت کند.
برانژه: من به زحمت قدرت زیستن دارم. شاید هم دیگر دلم نمیخواهد داشته باشم.









