آنتراکت در کافه چرا

Auszeit in cafe am

۳.۹ از ۵ · ۱ رأی۱۳۶ صفحه۱۳ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

گذر زمان یک واقعیت است. شاید پذیرفتن این واقعیت برای تو کار دشواری باشد و آن را نپسندی اما بی‌فایده است زیرا واقعیت واقعیت است و وجود دارد و به همین دلیل تو باید از لحظه لحظه زمانی که هنوز برایت باقی مانده بیش‌ترین لذت را ببری.

تعداد صفحه
۱۳۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۸۲۶۱۷۷
تعداد نقل قول
۱۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۳ نقل قول

بخشی از ترس ما از پیر شدن از این جهت است که ما می‌بایست کسانی را که دوستشان داریم و برایمان مهم هستند ترک کنیم.

هر کسی نوارچسب خاص خودش را دارد که ممکن است برای یکی شرکت کردن در کلاس رقص باشد برای دیگری بافبانی،دوچرخه‌سواری،چادر زدن در دل طبیعت با ماهیگیری آخر هفته‌ها…اما تاثیر همه این کارها یکی است و کارش چسباندن محکم ارتباط‌ها با همدیگر می‌باشد.

زمانی که مردم زیر سنگینی فشار دنیا قرا میگیرند با خود می‌گویند امکان ندارد که انجام یک کار ساده برای رهایی از این شرایط سخت و دشوار کارساز باشذ،بنابراین آنها نه تنها سعی خود را نمی‌کنند بلکه اصلا هیچ کاری انجام نمیدهند و همچنان در شرایط رنج‌بارشان باقی می‌مانند. یا اینکه آنها دنبال پیدا کردن راه‌های دشوار می‌گردند،زیرا نظرشان این است که راه هرچه دشوارتر باشد کارسازتر و نتیجه بخش‌تر خواهد بود. بنابراین آن‌ها هرگز راه‌های ساده را امتحان نمی‌کنند.

شاید پذیرفتن این واقعیت برای تو دشوار باشد و آن‌را نپسندی،اما بی‌فایده نیست،زیرا واقعیت،واقعیت است و وجود دارد و درست به همین دلیل تو باید از لحظه به لحظه زمانی که هنوز برایت باقی مانده بیشترین لذت را ببری و باید بدانی که زمان مانا و ابدی نیست. ساعت تیک‌تیک می‌کند و زمان بی‌توجه به آنکه تو از آن لذت بردی یا نه،پیش می‌رود.

هیچکس هرگز موفق به انجام همه چیز نمی‌شود و کسی نباید چنین توقعی از خودش داشته باشد،بنابراین ما باید برای همان چیزهایی که به دست آورده‌ایم،خوشحال باشیم