زنان زيرك (چرا مردها عاشق زنان زيرك ميشوند)
- نوشته شری آرگو
- ترجمه سميرا ساجدی
- ناشر دانژه
«زنان زيرك» راهنماي زنان و دختراني است كه در آستانه برقراري پيوند زناشويياند. كتاب مشتمل بر قواعدي است كه خواننده را هدايت ميكند تا در ايجاد رابطه، با تدبير و عزت نفس و حفظ سلامت خود كامروا شود. نويسنده بر اين باور است كه مردان به رغم تفاوتهاي فردي، فرهنگي و اجتماعي، از ويژگي مشترك فرا فرهنگي برخوردارند كه لازم است با شناخت آنها، در ايجاد رابطهاي سالم، شاد و پايدار موفق شويم. مطالعه كتاب براي همه زنان، به ويژه دختران پيش از ايجاد رابطه با مردها ضروري و سودمند خواهد بود.
- تعداد صفحه
- ۲۱۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۵۰۱۴۶۲
- سال نشر
- ۱۳۹۷
- تعداد نقل قول
- ۴۲۳
نقل قولها و فعالیتها
۴۲۳ نقل قول
زنی که کمی از دیگران زیرکتر است هرگز به مرد اجازه نمیدهد که فکر کند او به این دلیل در کنار اوست که « جای دیگری برای رفتن ندارد» . استقلال مادی زن، همواره به صورت ظریفی این نکته را به مرد یادآوری میکند که اگر بخواهد زن را با « ناراحتی» وادار به ماندن کند، رابطهشان مدت زیادی دوام نخواهد آورد. این موضوع احترام، محبت و رضایت هر دو طرف را در رابطه بیمه میکند.
یک زیرک رفتار بدی ندارد، بلکه صرفاً برای « سواری دادن» به دیگران داوطلب نمیشود. اگر مردی میخواهد از او سواری بگیرد و آن را روشن و واضح نشان میدهد، او نیز « آگاهانه» اجازه چنین کاری را نمیدهد. بله، با دیگران آنگونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود اما حواستان را جمع کنید که مرد زندگی تان نیز با شما همینگونه رفتار کند.
قانون جاذبه شماره ۶۶ مردم به سادگی و با نشان دادن این حقیقت که خودشان بار مسئولیت خود را به دوش میکشند به شما میفهمانند که برایتان احترام قائل اند.
همچنین زنانی را دیده ام که به مردهایی که درست نمیشناسند، پول قرض میدهند. معمولاً این جور زنها برای پول دادن به مردها لحظه ای تردید نمیکنند و در حالیکه خودشان در تأمین نیازهای ابتدایی زندگی درماندهاند، پول بی زبان را به مرد میدهند تا یک سیستم پخش جدید برای ماشینش بخرد. قانون پول قرض دادن به مردها؟ هرگز چنین کاری نکنید.
برای مثال اَبی با یک مرد ایتالیایی به نام فرانکو ازدواج کرد تا به او کمک کند گرین کارت بگیرد. جایی در میان آشنایی و ازدواجشان، فرانکو او را قانع کرده بود که دیوانه وار عاشقش است. وقتی فهمید اَبی گیاه خوار است پاستا را کنار گذاشت و گیاهخوار شد. ابی عاشق کوهنوردی بود، پس او هم کوهنورد خوبی شد. اَبی بسیار « عرفانی» بود، او هم به این نتیجه رسید که بسیار معنوی و عارف مسلک است. این زوج خوشبخت با اداره مهاجرت مصاحبه کردند و فرانکو امتحان را قبول شد و گرین کارتش را گرفت. فردای آن روز چمدانش را پر کرد و به اَبی گفت: « چاو عزیزم» و در افق ناپدید شد. او برای اَبی حتی یک حلقه نامزدی نیز نگرفته بود، اما تمام مخارج سنگین طلاق بر عهده اَبی افتاد.