طنزآوران جهان نمایش 28
Tanz avaran-e jahan-e namayesh
- نوشته لوئیجی پیراندلو
- ترجمه داریوش مودبیان
- ناشر گویا
«طنزآوران جهان نمایش ۲۸: خمره، انریکوی چهارم، مرد گلبهدهان» سه نمایشنامه از لوئیجی پیراندلو را با ترجمه و گردآوری داریوش مودبیان در کنار هم قرار میدهد. نشر گویا با این انتخاب، نمونههایی از سه وضعیت متفاوت در تئاتر پیراندلو پیش روی خواننده میگذارد: کمدی موقعیت و کشمکش اجتماعی در «خمره»، بازی پیچیده با جنون و هویت در «انریکوی چهارم» و مواجههای فشرده با مرگ و میل به زندگی در «مرد گلبهدهان». نقطه اتصال این متنهای ظاهرا متفاوت همان تنشی است که بخش بزرگی از جهان پیراندلو را میسازد: فاصله میان آنچه انسان زندگی میکند و صورتی که ناچار است از خود به دیگران نشان دهد. «خمره» از سویه زمینی و کمیک این مسئله آغاز میکند. پیراندلو داستانی را که پیشتر در قالب نثر نوشته بود، به نمایشی تکپردهای تبدیل میکند و در فضایی روستایی، برخورد مالکیت، لجاجت و منطق حقوقی با واقعیت پیشبینیناپذیر زندگی را به کمدی بدل میسازد. طنز او از لطیفهای بیرونی نمیآید؛ شخصیتها هرچه جدیتر بر حق خود پافشاری میکنند، وضعیت مضحکتر میشود. همین سازوکار یکی از ویژگیهای مهم طنز پیراندلوست: آدمها گرفتار صورتی از واقعیت میشوند که خودشان در ساختنش سهم داشتهاند، اما دیگر بهآسانی نمیتوانند از آن بیرون بیایند. این مسئله در «انریکوی چهارم» به سطحی تاریکتر میرود. نمایش با مردی سروکار دارد که پس از حادثهای در جریان یک مراسم نقابپوشی، خود را در هویت امپراتور هنری چهارم مییابد و اطرافیان نیز برای او جهانی متناسب با این نقش ساختهاند. از همین موقعیت، پرسشی شکل میگیرد که برای پیراندلو بنیادی است: اگر هویت چیزی باشد که دیگران نیز در تثبیت آن مشارکت میکنند، مرز میان نقش و «خود واقعی» را کجا باید جست؟ جنون در اینجا فقط یک وضعیت روانی نیست؛ ابزاری نمایشی برای آزمودن قراردادهایی است که زندگی عادی را معقول جلوه میدهند. به همین دلیل «انریکوی چهارم» را در کنار «شش شخصیت در جستوجوی نویسنده» از آثار محوری دوره پختگی تئاتر پیراندلو دانستهاند. «مرد گلبهدهان» این پرسش را در ابعادی بسیار کوچکتر اما شاید بیواسطهتر دنبال میکند. در کافهای نزدیک ایستگاه راهآهن، مردی که از بیماری مرگبار خود آگاه است با مسافری عادی وارد گفتوگو میشود. موضوع ظاهرا جزئیات معمول زندگی است، اما هر شیء و هر عادت روزمره زیر نگاه کسی که زمان محدودی پیش رو دارد معنایی تازه پیدا میکند. طنز همچنان حضور دارد، ولی خنده به تلخی آگاهی از مرگ آلوده شده است. کنار هم قرار گرفتن این سه نمایشنامه نقطه قوت اصلی جلد است، زیرا نشان میدهد «طنز» نزد پیراندلو یک لحن ثابت یا مجموعهای از موقعیتهای خندهآور نیست. دامنه آن از فارس روستایی تا تراژدی هویت و گفتوگویی درباره مرگ کشیده میشود. البته همین گستردگی میتواند عنوان مجموعه را اندکی گمراهکننده کند؛ خوانندهای که انتظار کمدی به معنای متعارف دارد، بهویژه در دو متن دوم با جهانی بسیار تیرهتر روبهرو میشود. اما درست در همین فاصله میتوان اهمیت پیراندلو را دید: خنده برای او لحظهای است که قطعیتهای شخصیت ترک برمیدارند و معلوم میشود نظمی که طبیعی تصور میکردیم شاید چیزی جز نقشی دیرپا نبوده باشد.
- تعداد صفحه
- ۱۸۷
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۳۱۲۰۴۶۶
- سال نشر
- ۱۴۰۲