تک پردهایهای پیراندلو
Pirandello's one-act plays
- نوشته لوئیجی پیراندلو
- ترجمه هستی صادقی
- ناشر گویا
«تکپردهایهای پیراندلو» مجموعهای از نمایشنامههای کوتاه لوئیجی پیراندلو، نمایشنامهنویس ایتالیایی و برندهٔ نوبل ادبیات ۱۹۳۴، است که با ترجمهٔ هستی صادقی از سوی نشر گویا منتشر شده است. مشخصات کتابشناختی این چاپ به مجموعهٔ شناختهشدهٔ Pirandello’s One-Act Plays بازمیگردد؛ مجموعهای از سیزده تکپردهای که طیف قابلتوجهی از جهان نمایشی پیراندلو را در قالبهایی فشرده نشان میدهند. در این آثار هنوز همان پرسشهایی حضور دارند که نمایشنامههای بلندتر او را ساختهاند: آیا آدمی همان کسی است که خود میپندارد، همان کسی که دیگران میبینند، یا مجموعهای ناپایدار از هر دو؟ فرم تکپردهای برای پیراندلو محدودیت صرف نیست. او به موقعیتهایی علاقه دارد که در آنها یک اتفاق کوچک ناگهان تصویری را که شخصیت از خودش و جهان ساخته مختل میکند. فرصتی برای شرح مفصل گذشته وجود ندارد؛ شخصیت باید در چند گفتوگو، یک تقابل یا حتی یک سکوت آشکار شود. به همین دلیل، بسیاری از این نمایشنامهها ساختاری نزدیک به آزمایش دارند: فرضی ساده مطرح میشود و پیراندلو آن را تا جایی پیش میبرد که مرز میان عقل و جنون، حقیقت و نمایش یا هویت فردی و داوری اجتماعی دیگر استوار نماند. «مردی با گل در دهانش» از شناختهشدهترین نمونههای این شیوه است. گفتوگوی ظاهرا اتفاقی دو مرد در یک کافه به تأملی دربارهٔ مرگ و شدت زندگی تبدیل میشود. در «گلدان»، نزاعی کمیک بر سر شیئی شکسته به مسئلهای دربارهٔ مالکیت، لجاجت و گرفتارشدن انسان در منطق خودش میرسد. «جواز» نیز از خرافهٔ چشمزخم و نگاه جامعه به فرد استفاده میکند تا نشان دهد چگونه برچسبی که دیگران به انسانی میزنند میتواند آنقدر واقعی شود که او ناچار باشد همان هویت تحمیلشده را به ابزار زندگی خود تبدیل کند. طنز در اینجا از سطح شوخی فراتر میرود؛ چیزی که ابتدا مضحک است، کمی بعد تلخ و حتی هراسآور میشود. سیسیل در شماری از این تکپردهایها حضوری پررنگ دارد. جامعهٔ محلی، آبرو، خرافه، خانواده، فقر و مناسبات طبقاتی مواد خام نمایشی را فراهم میکنند، اما پیراندلو از واقعگرایی اجتماعی صرف عبور میکند. آدمها درون نقشهایی گرفتارند که خانواده و جامعه برایشان تعریف کردهاند و در عین حال خود نیز در ساختن آن نقشها سهیماند. از همینجا مفهوم «نقاب» که بعدها به یکی از کلیدهای اصلی تئاتر پیراندلو بدل شد، در مقیاسهای کوچک و روزمره دیده میشود. مزیت این مجموعه در آن است که پیراندلو را فقط از طریق آثار مشهور متاتئاتری مانند «شش شخصیت در جستوجوی نویسنده» نمیشناسیم. تکپردهایها نشان میدهند تجربههای بزرگتر او با واقعیت، هویت و نمایش چگونه از مشاهدهٔ دقیق رفتارهای معمولی رشد کردهاند. در مقابل، فشردگی فرم باعث میشود بعضی شخصیتها بیش از آنکه فرصت گسترش روانشناختی پیدا کنند، حول یک تناقض یا وضعیت خاص ساخته شوند؛ اما در بهترین متنها همین تمرکز به ضربهٔ نهایی اثر قدرت میدهد. جهان پیراندلو اغلب از جایی ناآرام میشود که انسان میخواهد یک پاسخ قطعی دربارهٔ خودش پیدا کند. تکپردهایهای او یادآوری میکنند شاید مشکل این نباشد که دیگران ما را درست نمیبینند؛ شاید خود این تصور که فقط یک «ما» برای دیدن وجود دارد، از ابتدا مسئله بوده باشد.
- تعداد صفحه
- ۳۱۱
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۳۱۲۲۳۵۴
- سال نشر
- ۱۴۰۴