مهران زیل

مهران زیل

@Mehranzeylabi

شیراز

  • ۸۶۶

    امتیاز

  • ۰

    دنبال‌کننده

  • ۵

    دنبال‌شونده

  • ۰

    نقد

  • ۲۵

    نقل‌قول

آرام؟ از که بگریزی؟ از خود؟ ای محال!

نقل قول‌ها

مغازه خودکشی۱۳۹۹/۶/۲۹
در تخت‌خواب چپ و راست می‌غلتید و تنها بی‌خوابی با او بیدار بود.
۲ پسند
مغازه خودکشی۱۳۹۹/۶/۲۹
«تبریک می‌گم عزیزم، یک سال از عمرت کمتر شد.»
۴ پسند
مغازه خودکشی۱۳۹۹/۶/۲۹
«زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم به‌ت سخت می‌گذرونه. این ماییم که به‌ش ارزش می‌دیم. با همهٔ کمبودهایی که این دنیا داره، زیبایی‌های خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمی‌شه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمهٔ پُرِ لیوان رو ببینیم. حالا اون تفنگ و طناب رو پس بده. حالی که تو این لحظه توشی پُرِ استرس و درده؛
۶ پسند
مغازه خودکشی۱۳۹۹/۶/۲۹
در ضمن همون‌طور که همیشه می‌گم، “شما فقط یک‌بار می‌میرید، پس کاری کنید که اون لحظه فراموش‌نشدنی باشه.” »
۱ پسند
مغازه خودکشی۱۳۹۹/۶/۲۹
بابا، چرا به جای لعنت فرستادن به تاریکی یه چراغ روشن نمی‌کنی؟
۲ پسند
کافکا در ساحل۱۳۹۹/۶/۲۸
«بر اساس تجربه‌ی خودم، وقتی کسی خیلی سخت سعی می‌کند چیزی را به دست بیاورد، نمی‌تواند. و وقتی دارد با تمام توانش از چیزی فرار می‌کند، معمولاً گرفتار همان می‌شود. البته، دارم جمع‌بندی کلی می‌کنم.»
۱ پسند
کافکا در ساحل۱۳۹۹/۶/۲۸
چرا مردم جنگ راه می‌اندازند؟ چرا صدها هزار نفر، حتی میلیون‌ها نفر گرد می‌آیند و سعی می‌کنند یکدیگر را از بین ببرند؟ آدم‌ها بر اثر خشم جنگ را شروع می‌کنند؟ یا ترس؟ یا اینکه خشم و ترس دو وجه یک روحیه است؟
۱ پسند
کافکا در ساحل۱۳۹۹/۶/۲۸
اگر نزدیک کوه و دریا نباشم، حالم خوب نیست. آدم‌ها روی‌هم‌رفته محصول جایی هستند که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده‌اند. اینکه چه فکر و احساسی داری به وضع زمین و به دمای هوا بستگی دارد. حتی به بادهای همیشگی.
۰ پسند
کافکا در ساحل۱۳۹۹/۶/۲۸
«آنچه را در مورد سرنیزه به تو گفتم فراموش نکن. وقتی به دشمن ضربه می‌زنی، باید بچرخانی و پاره کنی تا دل و روده‌اش را از هم بشکافی. در غیر این صورت او این کار را با تو می‌کند. دنیای آن بیرون این‌طوریست.»
۱ پسند
کافکا در ساحل۱۳۹۹/۶/۲۸
هرکدام از ما چیزی را که برایش باارزش بوده از دست می‌دهد. موقعیت‌های ازدست‌رفته، امکانات ازدست‌رفته، احساساتی که هرگز نمی‌توانیم دوباره به دست بیاوریم. این بخشی از آن چیزیست که معنی‌اش زنده بودن است. اما درون سرمان حداقل به تصور من آنجاست اتاق کوچکی است که آن خاطرات را در آن نگه می‌داریم.
۰ پسند
کافکا در ساحل۱۳۹۹/۶/۲۸
این راست است. بودن با او دردناک است، مثل چاقویی یخزده در سینه‌ام. دردی کشنده، اما عجیب این است که به‌خاطر این درد سپاسگزارم. انگار آن درد یخزده و وجود خود من یکی هستند. درد لنگری است که مرا اینجا نگه می‌دارد.
۰ پسند
عضی چیزها از یاد می‌روند، بعضی ناپدید می‌شوند، بعضی هم می‌میرند
۲ پسند
صادق بودن و بیانِ حقیقت، دو چیزِ کاملاً متفاوت است…
۱ پسند
سرخ و سیاه۱۳۹۹/۵/۲۸
اگر بحث دربار و از دست دادن یا به دست آوردن منصب یا سمت وزارتی مطرح باشد، همین آدم‌های شریف محفل‌نشین و آقا‌زاده درست همان جنایت‌هایی را می‌کنند که ضرورت نان شب، همان محکومان فقیر را به ارتکاب آنها واداشته البته در مقیاس وسیع‌تر و وحشتناک‌تر…
۲ پسند
سرخ و سیاه۱۳۹۹/۵/۲۸
همه‌شان هم لاف درستکاری می‌زنند. عضو هیئت‌منصفه هم که بشوند با سربلندی رای به محکومیت آدمی می‌دهند که یک قاشق نقره دزدیده چون از گرسنگی و فقر ویران بوده…
۲ پسند
سرخ و سیاه۱۳۹۹/۵/۲۸
هیچ‌کس از آقازاده‌ها و محفل‌نشین‌ها صبح با این فکر رنج‌آور از خواب پا نمی‌شود که شب چه بخورم؟
۱ پسند
سرخ و سیاه۱۳۹۹/۵/۲۸
این است معجزه ی چشمگیر تمدن شما! عشق را به کاری معمولی بدل کرده اید.
۲ پسند
پدرم نصیحتی کرد که از آن زمان تا به حال در ذهنم باقی مانده است: «زمانی که احساس کردی می‌خواهی از کسی انتقاد کنی، به یاد داشته باش که همهٔ مردم جهان امتیازاتی که تو در زندگی داشته‌ای را نداشته‌اند.»
۵ پسند
کافکا، در زندگی هر کس یک نقطه‌ی بدون بازگشت وجود دارد. و در موارد خیلی کمی، نقطه‌ای است که دیگر نمی‌توانی جلوتر بروی. و وقتی به آن نقطه رسیدیم، تنها کاری که می‌توانیم بکنیم در آرامش پذیرفتن واقعیت است. این‌طوری زنده می‌مانیم.
۱ پسند
فقط یک چیز. می‌خواهم مرا به یاد داشته باشی. اگر مرا به یاد داشته باشی، آن وقت اگر همه‌ی آن‌های دیگر فراموشم کنند برایم اهمیت ندارد.
۳ پسند