محمد

محمد

@Mohamadzabie

  • ۴۲۵

    امتیاز

  • ۴

    دنبال‌کننده

  • ۳

    دنبال‌شونده

  • ۰

    نقد

  • ۴

    نقل‌قول

نقل قول‌ها

«. . شما از اژدهای وحشی،یوزپلنگ و شیران سخن میرانید و خودتان در ستمگری دست این جانواران را از پشت بسته اید چون که کشتار برای آنان خوراک بشمار می‌آید اما برای شما یک لقمه لذیذ است و باید آنقدر ظرافت بکار ببرید تا تنفر آن را بپوشانید»
۱ پسند
شبی با آسمانی چنین شفّاف،با بوی هزار عطرِ درآمیخته،با این همه آواز جیرجیرک ها،پای دیوار ساوالان،ًچرا باید تن به خفتن سپرد؟چرا باید که چشم ها،راه حضورِ ستارگان،را بست ؟ عاشق،شب را به خاطر شب بودنش دوست دارد،نه به خاطر آنکه میتوان ندیده اش گرفت،خویشتن را در محبس اتاقی محبوس کرد،و به قتل عامِ تصویر‌ها و اصواتِ موسیقیایی شبانه مشغول شد عاشق خواب آلوده نیست، «شیفته ی بیداری است. .»
۶ پسند
بیا تا برکه‌های حقیر دغدغه را دریا کنیم ای دوست! چرا که هیچ دریایی٬ هرگز٬ از هیچ توفانی نهراسیده است و هیچ توفانی٬ هرگز! دریایی را غرق نکرده است.
۷ پسند
«…ملیحه،سرش را تا چشم‌های آرایش نکرده اش در چادر فرو برده بود و کنار نفس نفس کشیدن و صدای پاشنه کفش هایش تقریباً میدوید. #پاییز،خودش را به آبی چتر می‌زد،چادر را از تن ملیحه دور می‌کرد و چتر را از دست‌های او می‌کشید. پیراهن نفتالین زده و اطو نشده ملیحه از چادر بیرون زده،پر از برگ نارنج بود و باران و بوی نفتالین بر پوست بیست و چهار ساله ی او میرسید،پوستی که کف دست هیچ مردی،هرگز روی آن راه نرفته بود. .»
۵ پسند