بیا از عشق بگوییم 1 (2 جلدی)
این کتاب به قفسه اضافه شد.
این کتاب به قفسه اضافه شد.
خانم رادمنش درب تراس رو به بیرون هل داد و در گوش پسرش که روی صندلی چرخ دار نشسته بود و پشتش به من بود چیزی زمزمه کرد. بعد به من اشاره کرد که به آنها ملحق شوم. من هم وارد تراس شدم. خانم رادمنش صندلی پسرش رو حرکت داد و روبروی من قرار داد. مهرداد مردی بود با پوست گندمگون، موهایی به سیاهی شب، ابروهایی بلند و مردانه که بر جذبه چهرهاش میافزود، چشمانی عسلی رنگ و گیرا با یک نگاه نافذ،ته ریشی هم که روی صورت داشت جذابیت چهرهاش رو بیشتر میکرد، شانههایی پهن و برجسته و با اینکه روی صندلی نشسته بود متوجه بلندی قدش شدم. دستم رو برای فشردن دستش جلو بردم و گفتم: سلام. من ترانه شکیبا هستم. از دیدنتون خوشحالم. دستم رو به سردی فشرد و خیلی مختصر گفت: سلام.
من این کتاب رو خوندم. خیلی قشنگ بود. به همه پیشنهاد میکنم بخونید و لذت ببرید.
کتاب زیبا و تاثیرگذاری بود. با رمان هایی که تا بحال خوندم فرق داره. فرق از این لحاظ که سبک جدیدی رو ابداع کرده و با سبک رمانهای ایرانی امروزی فرق داشت. در کنار یه داستان جذاب و کشش دار انگار یه کتاب روانشانسی میخوندم. باید بخونید تا متوجه حرفم بشید. در ضمن کتاب بعدی این نویسنده رو هم گرفتم به اسم (شاید زعفرانیه). تازه شروع کردم اولش که خوب و جذب کننده بود امیدوارم تا آخرش همینطور باشه.
این کتاب به قفسه اضافه شد.