با هم رمان بخونیم

تو ناولر میتونین به رمان‌هاتون امتیاز بدین، براشون نقد و نقل‌قول بنویسید‬
کتابخانه مجازی خودتون رو بسازین و دوستای کتابخون پیدا کنین
برای پیکر فرهاد نوشت

اگر سال‌ها کپی کاری کرده اید و نتوانسته اید یک اثر هنری خلق کنید شاید به این خاطر است که چهره معشوق در شما متجلی نشده است!


شما کتاب‌های زیادی می‌خرید؛ اما اغلب آن‌ها را پیش از آن که به اتمام برسانید، از مطالعه‌اش صرف نظر می‌کنید. این اشکالی است که در شما وجود دارد؛ مثل یک بیماری… بیماری نیمه کاره رها کردن مطالعه، مکالمه و حتی #عشق… این بیماری صرفاَ حاصل #بی‌تفاوتی یا تنبلی نیست، بلکه به آن دلیل است که در مطالعه، مکالمه و عشق، #پایان پیش از زمان موعدش فرا می‌رسد.
پایان کتاب در چه زمان از راه می‌رسد؟
در آن زمان که #احتیاج آن روز و آن ساعت و آن صفحه، برآورده می‌شود.


#عشق از انواع احساسات محسوب نمی‌شود، زیرا تمام احساسات ما از تخیل سرچشمه می‌گیرند و حتی اگر بیش از حد عمیق باشند، باز در آن‌ها به خودمان برمی خوریم، نه به هیچ کس دیگر. عشق را نمی‌توان به منزله‌ی احساس نگاه کرد، عشق #مروارید پاک #حقیقت است. عشق، حقیقت رها شده‌ی احساسات خیالی ماست.


#عشق با چنان قدرتی ما را در کام #وابستگی کشید که سر انجام از تمام وابستگی‌ها و #دلبستگی‌ها انزجاری حاصل شد که همه‌ی دروغ‌ها افشا شد و آن چه ماند، عشقی بود #خالص و #ناب…


#عشق آن چیزی است که شما را به خانه می‌کشاند و #روح‌تان را به جسم باز می‌گرداند.


آدم گاهی آنقدر تنها می‌شود
وبا خودش حرف میزند
که تبدیل می‌شود به دو نفر…


اگر کسی بخواهد بترکد، تنها راهش همین است. جیک نزدن! … فقط لبخند…
منفجر شدن از زور نفرین‌های فروخورده‌شده، ترکیدن از خاموشی!


سالها گمان میکرد همه وجود خود را میشناسد و چیزی را از خودش پنهان نکرده است. اما تغییر حال اون نشان میداد که در جایی از وجودش راز بزرگی نهفته است، و او خود، کوچکترین تصوری از این راز بزرگ ندارد.


برای دلبری از زن‌ها باید یا بی قیدی دلقک وار نشان داد یا خشم یک قهرمان تراژدی را. اگر ساده و بی پیرایه به زنی بگویی که دوستش داری مسخره ات می‌کند. به نظر من، این استعاره هایی که زن‌ها را خوش می‌آید اهانت به عشق حقیقی است ؛به نحوی که آدم دیگر نمی‌داند در حضور زن ها… بخصوص آن هایی که خیلی… هوشمندند… عشقش را چطور بیان کند.


برخی آدم‌ها هر چقدر که میل شان بیشتر باشد عمل کردن برایشان ناممکن‌تر می‌شود. بی اعتمادی به خودشان دست و پایشان را می‌بندد، ترس از "خوش نیامدن" از پا درشان می‌آورد؛وانگهی، عواطف ژرف به زنان نجیب می‌مانند: از افشا شدن می‌ترسند و عمری سر به زیر زندگی می‌کنند.


بازم نشون بده