زنبق دره

۴.۱ از ۵ · ۷ رأی۳۸۴ صفحه۱۴ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

زنبق دره داستان عشق سوزانی است که می‌خواهد پاک بماند و همین خود فاجعه دلخراش این عشق است که بالزاک با قدرت غول آسائی آن را پرورانده است. یک دوران کودکی خالی از مهر مادری، زناشویی با مردی در هم شکسته و نیمه دیوانه، رنج پرستاری از فرزندانی نزار و پیوسته بیمار، این همه خانم دومورسوف را آماده آن ساخته است که با همه شور روح مهربان و دوشیزه‌وار خود در عشق نوجوانی به نام فلیکس دوواندنس که او نیز در خانواده خویش از هر گونه محبتی محروم مانده است چنگ بیندازد. در واقع، این کشش و این احتیاج محبت از هر دو جانب به یک اندازه است.

تعداد صفحه
۳۸۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۲۰۲۵۳۸
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۱۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۴ نقل قول

مردان چاره غم‌های خود را در اشتغالات زندگی‌شان پیدا می‌کنند، جنب و جوش کارها فکرشان را منصرف می‌دارد، ولی ما زن‌ها هیچ تکیه‌گاهی در روح خود بر ضد رنج و اندوه نداریم. در آن حال که من گرفتار اندیشه‌های اندوه‌بار بودم، احساس کردم که باید با حرکات جسمانی بر رنج خود مسلط شوم. این عمل که دست خود را در فواصل زمانی معین بلند کنم گویی برای اندیشه‌ام لالایی می‌خواند و بر روحم که در آن طوفان می‌غرید مثل جزر و مد آرامش می‌بخشید و هیجانات آن را منظم می‌کرد. هر سوزنی که فرو می‌بردم رازی از من با خود داشت، می‌فهمید؟ در واقع، هنگامی که آخرین نشیمن صندلی‌های خود را گلدوزی می‌کردم بیش از حد در فکر شما بودم! بله دوستِ من، بسیار زیاد. آنچه را که شما در دسته گل‌های خود بیان می‌کنید، همان را من در نقشه‌های گلدوزی خود می‌گفتم.

خوشبختی دیگران، باعث خوشبختی کسانی است که خودشان دیگر نمی‌توانند خوشبخت باشند. ترجمه سکینه نصرتی

مهر و محبت هایی که آغشته به خودخواهی باشند، حس هم دلی و هم نوایی را بر نمی‌انگیزند. چرا که قلب از هر نوع حساب گری و منفعت طلبی بیزار است. ترجمه سکینه نصرتی

محبوبِ دل کسی بودن و فهمیده شدن بالاترین شادی هاست. ترجمه سکینه نصرتی

وقتی کاری از شما خواسته می‌شود که قادر به انجام آن نمی‌باشید، به طور مودبانه از پذیرفتن آن امتناع ورزید و هیچ روزنه ای برای امیدهای واهی باقی مگذارید. ترجمه سکینه نصرتی