ناتور دشت
The catcher in the rye
- نوشته جروم دیوید سالینجر
- ترجمه محمد نجفی
- ناشر نیلا
هولدن کالفیلد، قهرمان رمان ناتور دشت، بیگانهای است از جنس بیگانگان جهان، جوانی جسور و جستجوگر که حدیث جستجو و جستجوگر را به تصویر میکشد. هولدن که به تعبیر خالقش، از جهان ((عوضی)) جهانی به وسعت زمین، گریزان است و به جهان ((قشنگ)) جهانی محدود با مردمانی به ناگزیر قربانی، تعلق دارد، همراه با همراهان انگشت شمارش در پی مفهوم زندگی، سرگردانی را مکرر میکند و از یاسی به یاسی دیگر فرو میآید. جی دی سلینجر که هر یک از آثارش حادثهای در ادبیات خوانده میشود، از مطرحترین و تاثیرگذارترین نویسندگان معاصر آمریکاست. شهرت گریز است. کم سخن میگوید. بسیار مینویسد و به ندرت منتشر میکند.
- تعداد صفحه
- ۲۹۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۹۱۷۵۰۱۰
- سال نشر
- ۱۳۸۹
- تعداد نقل قول
- ۲۷
نقل قولها و فعالیتها
۲۷ نقل قول
پسر، موقعی که آدم میمیرد، این مردم خوب آدم را از چهار طرف محاصره میکنند. من امیدوارم که وقتی مُردم، یک آدم بافهم و شعوری پیدا بشود و جنازهی مرا توی رودخانهای، جایی بیندازد. هرجا که میخواهد باشد، ولی فقط توی قبرستان، وسط مردهها، چالم نکنند. روزهای یکشنبه میآیند و روی شکم آدم دسته گل میگذارند، و از این جور کارهای مسخره. وقتی که آدم زنده نباشد، گل را میخواهد چه کار؟ مرده که به گل احتیاجی ندارد… آدم تا زنده است باید از کسی که دوستش دارد گل هدیه بگیرد… – ناتور دشت اثر سلینجر [لینک مرتبط: معرفی کتاب ناتور دشت]
همه ی احکقها از اینکه بهشان احمق بگویی زورشان میآی
آدمها همیشه فکر میکنند هرچه میگویند درستِ درست است!
آره پسر جون زندگی بازیه. یه بازی که بای بر اساس قواعدش پیش بری!
شما آدمهایی مثل ارنست را در نظر بگیرید که همیشه حولههای خیس شان را میزنند در کون بچه ها.
ببخشید یه سوال چطور میتونم اینجا رمان بخونم ؟! اصن میشه?
خیلی باهاش همزاد پنداری میکردم،هم از نظر ظاهری هم از نظر رفتاری! گاهی حس میکردم اصلا خودمم… جزو ۱۰تاب برتر زندگیمه
عالی بود! همونطور که انتظار میرفت قرار نبود هیچ اتفاق خاصی بیفته چون این کتاب یه جور خاطرهنویسی بود البته اعتراف میکنم یه کم فضای داستان، روم تأثیر گذاشت! : -D یه حس جالبی که توی کل داستان داشتم با این که خب روز و شب میشد ولی من تو ذهنم اطراف هولدن کالفیلد رو تاریک میدیدم انگار هولدن حتی توی نور روز هم توی تاریکیه. شاید به خاطر جو افسردهای که میخواست القا کنه باشه. ترجمهی آقای نجفی هم بینظیر و دلنشین بود واقعاً لذت بردم و واقعا لحن گفتار مناسب فضای داستان بود

