ناطور دشت
The catcher in the rye
- نوشته جروم دیوید سالینجر
- ترجمه آراز بارسقیان
- ناشر میلکان
این کتاب از روز اول انتشارش یعنی سال ۱۹۵۲ تبدیل به پدیدهای جهانی شد و تا امروز هم از کتابهایی بوده که هیچوقت از محبوبش کاسته نشده، دلیل واضح اما پیچیدهای دارد. واضح بودنش در این است که راوی کتاب، شما را با خودش پیش میبرد بدون اینکه از شما چیز زیادی بخواهد. اما پیچیدگیاش درست در این است که چطور میشود خیلی راحت دست مخاطب را گرفت و با خود به سفری دو سه روزه در نیویورک که دههی ۵۰ میلادی برد؟ کتابی که جوابش در پس تکتک کلمات و سطرهای کتابی است که در دستتان گرفتهاید.
- تعداد صفحه
- ۲۲۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۴۴۳۸۱۱
- سال نشر
- ۱۳۹۴
- تعداد نقل قول
- ۳
نقل قولها و فعالیتها
۳ نقل قول
پسر، موقعی که آدم میمیرد، این مردم خوب آدم را از چهار طرف محاصره میکنند. من امیدوارم که وقتی مُردم، یک آدم بافهم و شعوری پیدا بشود و جنازهی مرا توی رودخانهای، جایی بیندازد. هرجا که میخواهد باشد، ولی فقط توی قبرستان، وسط مردهها، چالم نکنند. روزهای یکشنبه میآیند و روی شکم آدم دسته گل میگذارند، و از این جور کارهای مسخره. وقتی که آدم زنده نباشد، گل را میخواهد چه کار؟ مرده که به گل احتیاجی ندارد… آدم تا زنده است باید از کسی که دوستش دارد گل هدیه بگیرد… – ناتور دشت اثر سلینجر [لینک مرتبط: معرفی کتاب ناتور دشت]
همه ی احکقها از اینکه بهشان احمق بگویی زورشان میآی
آدمها همیشه فکر میکنند هرچه میگویند درستِ درست است!
آره پسر جون زندگی بازیه. یه بازی که بای بر اساس قواعدش پیش بری!
شما آدمهایی مثل ارنست را در نظر بگیرید که همیشه حولههای خیس شان را میزنند در کون بچه ها.

