استفن کینگ

۲۲ کتاب

استفن کینگ

Stephen Edwin King

ملیت
آمریکایی
زادگاه
Portland, Maine, United States
زادروز
۲۱ سپتامبر ۱۹۴۷

استفن کینگ، نویسنده آمریکایی ادبیات وحشت و تعلیق، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در پورتلند مین به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است.

”
در این دنیا آدم‌ها در برابر اتفاقی هولناک فقط و فقط به دو دسته تقسیم می‌شوند. در نظر بگیر که خانه ای قدیمی پر از تابلوها و مجسمه‌های کمیاب و اشیای عتیقه بی نظیر وجود دارد، رِد. و در نظر بگیر که صاحب خانه شنیده که طوفان شدیدی به آن سمت در راه است. یکی از دو دسته آدم فقط و فقط آرزوی بهترین‌ها را دارد. به خودش می‌گوید، طوفان مسیرش را عوض خواهد کرد. هیچ طوفان دارای عقل سلیمی هرگز جرات نخواهد کرد، رامبراندها، اسب‌های دگا، جنگل‌های گرَنت، و بنتون‌های مرا از بین ببرد. از این گذشته خداوند این اجازه را به او نخواهد داد. و اگر بدترین وقایع به وقع بپیوندد، آن‌ها را در امان خواهند بود. این نظر دسته ای از آدم هاست. انسان متعلق به دسته دوم تصور می‌کند، آن طوفان عظیم قرارست خانه را از وسط به دو نیم کند. حتی اگر هم اداره هواشناسی پیش بینی کند که طوفان مسیرش را عوض خواهد کرد، او اصل را بر این مبنا می‌گذارد که طوفان مجدداً به مسیر پیشین اش بر می‌گردد تا خانه اش را ویران، و با خاک یکسان کند. این دسته از آدم‌ها در عین حالی که به بهترین‌ها امید دارند، خودشان را برای بدترین‌ها نیز آماده می‌کنند.
امیدهای جاودان بهاری

کتاب‌های استفن کینگ

۲۲ کتاب

کوجو
کوجو

Cujo

۳.۸

نقل‌قول‌های استفن کینگ

در این دنیا آدم‌ها در برابر اتفاقی هولناک فقط و فقط به دو دسته تقسیم می‌شوند. در نظر بگیر که خانه ای قدیمی پر از تابلوها و مجسمه‌های کمیاب و اشیای عتیقه بی نظیر وجود دارد، رِد. و در نظر بگیر که صاحب خانه شنیده که طوفان شدیدی به آن سمت در راه است. یکی از دو دسته آدم فقط و فقط آرزوی بهترین‌ها را دارد. به خودش می‌گوید، طوفان مسیرش را عوض خواهد کرد. هیچ طوفان دارای عقل سلیمی هرگز جرات نخواهد کرد، رامبراندها، اسب‌های دگا، جنگل‌های گرَنت، و بنتون‌های مرا از بین ببرد. از این گذشته خداوند این اجازه را به او نخواهد داد. و اگر بدترین وقایع به وقع بپیوندد، آن‌ها را در امان خواهند بود. این نظر دسته ای از آدم هاست. انسان متعلق به دسته دوم تصور می‌کند، آن طوفان عظیم قرارست خانه را از وسط به دو نیم کند. حتی اگر هم اداره هواشناسی پیش بینی کند که طوفان مسیرش را عوض خواهد کرد، او اصل را بر این مبنا می‌گذارد که طوفان مجدداً به مسیر پیشین اش بر می‌گردد تا خانه اش را ویران، و با خاک یکسان کند. این دسته از آدم‌ها در عین حالی که به بهترین‌ها امید دارند، خودشان را برای بدترین‌ها نیز آماده می‌کنند.

اتفاقات وحشتناکی در دنیا می‌افتد و چیزهایی که هیچکس نمی‌تواند توضیح بدهد. آدم‌های خوب در وضعیت بد و دردناکی می‌میرند و کسایی را که آن‌ها را دوست دارند ترک می‌کنند. بعضی اوقات به نظر می‌آید که فقط آدم‌های بد هستند که سالم و موفق می‌مانند.

اوضاعی که هست و اوضاعی که باید باشد تقریبا هیچ وقت با هم جور در نمی‌آید.

اشک هایی که التیام می‌بخشند، همچنین اشک هایی هستند که می‌سوزانند و مجازات می‌کنند.

می شود از دست یک غریبه فرار کرد، اما از دست خودت نمی‌توانی فرار کنی.