درخشان (علم غیب)
- نوشته استفن کینگ
- ترجمه لیلا شاپوریان
جک تونس نویسندهای جویای نام است که میخواهد زندگی خانوادگی و شغلیاش را از نو بسازد. جک که شغل معلمی در مدرسه پیشدانشگاهی ورمونت را بعد از حمله به یک دانشآموز از دست داده است، مشتاقانه سرایداری زمسانی هتل کوهستانی پرت اوورلوک را میپذیرد و امیدوار است که بتواند در آن مکان دورافتاده ارتباط جدیدی با خانوادهاش، همسر و پسرش، برقرار کند و به نگارش نماینامه جدیدی بپردازد. دنی پسر پنج ساله جک که به دلیل موهبتی خدادادی از قدرت خارقالعادهای برخوردار است، بلافاصله پس از نقل مکان به هتل اوورلوک متوجه تصاویر و ارواح موجود در هتل میشود. با بارش برف سنگین و بسته شدن راههای ارتباطی حوادثی رخ میدهد که تمام افراد خانواده به خطر میافتند و...
- تعداد صفحه
- ۷۱۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۱۱۹۶۰۳۴
- سال نشر
- ۱۳۹۱
- تعداد نقل قول
- ۴
نقل قولها و فعالیتها
۴ نقل قول
اتفاقات وحشتناکی در دنیا میافتد و چیزهایی که هیچکس نمیتواند توضیح بدهد. آدمهای خوب در وضعیت بد و دردناکی میمیرند و کسایی را که آنها را دوست دارند ترک میکنند. بعضی اوقات به نظر میآید که فقط آدمهای بد هستند که سالم و موفق میمانند.
اوضاعی که هست و اوضاعی که باید باشد تقریبا هیچ وقت با هم جور در نمیآید.
اشک هایی که التیام میبخشند، همچنین اشک هایی هستند که میسوزانند و مجازات میکنند.
می شود از دست یک غریبه فرار کرد، اما از دست خودت نمیتوانی فرار کنی.
خیلی دنبال این کتاب بودم! هنوز هم پیدا نکردم!
کتاب خیلی قشنگی بود خودم زیاد رمان میخونم ولی استفن کینگ رو که تازه واسه بار اول درخشانشو خوندم و باهاش آشنا شد فهمیدم ک سلطانیه قشنگترین کتابی بود ک خوندم حتما بخونید