امیدهای جاودان بهاری

Hope springs eternal

۴.۴ از ۵ · ۳ رأی۲۲۴ صفحه۸ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

فصول گوناگون شامل چهار داستان در چهار سبک و حال و هوا و موضوع مختلف است که در سال ۱۹۸۲ نگاشته شده. داستان‌هایی غیروحشتناک. این کتاب در سال ۱۹۸۳ نامزد بهترین مجموعه داستان جایزه World fantasy awards شد. کتاب اول، ریتا هی‌ورث و رهایی از شاوشنک در مورد مرد بی‌گناهی است که حتی لحظه‌ای امیدش را از دست نمی‌دهد، و نقشه فرار از زندان را سال‌ها و سال‌ها دنبال می‌کند. در این داستان زندگی در زندان به خوبی به تصویر کشیده شده است. مرد بی‌گناه از رئیس سنگ‌دل زندان انتقام می‌گیرد، اما به صورت فرار از زندان. قسمت کلیدی داستان زمانی است که اندی در طی گفتگویی دوستانه بخش عظیمی از امیدش را به رد انتقال می‌دهد. زندان، جهان افسانه‌هاست یا نه؟ هر کسی زندان خاص خود را دارد: شغل بد، بیماری لاعلاج و... اما انسان‌ها باید تونل آزادی خود را حفر کنند. اگر اندی توانسته، پس ما هم می‌توانیم...

تعداد صفحه
۲۲۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۴۳۱۱۱۳
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۸ نقل قول

در این دنیا آدم‌ها در برابر اتفاقی هولناک فقط و فقط به دو دسته تقسیم می‌شوند. در نظر بگیر که خانه ای قدیمی پر از تابلوها و مجسمه‌های کمیاب و اشیای عتیقه بی نظیر وجود دارد، رِد. و در نظر بگیر که صاحب خانه شنیده که طوفان شدیدی به آن سمت در راه است. یکی از دو دسته آدم فقط و فقط آرزوی بهترین‌ها را دارد. به خودش می‌گوید، طوفان مسیرش را عوض خواهد کرد. هیچ طوفان دارای عقل سلیمی هرگز جرات نخواهد کرد، رامبراندها، اسب‌های دگا، جنگل‌های گرَنت، و بنتون‌های مرا از بین ببرد. از این گذشته خداوند این اجازه را به او نخواهد داد. و اگر بدترین وقایع به وقع بپیوندد، آن‌ها را در امان خواهند بود. این نظر دسته ای از آدم هاست. انسان متعلق به دسته دوم تصور می‌کند، آن طوفان عظیم قرارست خانه را از وسط به دو نیم کند. حتی اگر هم اداره هواشناسی پیش بینی کند که طوفان مسیرش را عوض خواهد کرد، او اصل را بر این مبنا می‌گذارد که طوفان مجدداً به مسیر پیشین اش بر می‌گردد تا خانه اش را ویران، و با خاک یکسان کند. این دسته از آدم‌ها در عین حالی که به بهترین‌ها امید دارند، خودشان را برای بدترین‌ها نیز آماده می‌کنند.

اندی علی رغم تمام مشکلاتی که با آنها دست و پنجه نرم می‌کرد ، کماکان به زندگی خویش نیز ادامه می‌داد. هزاران هزار آدم وجود دارند که نمی‌توانند ، هم چون اندی رفتار کنند ، کسانی که زندگی شان را ادامه نداده ، نمی‌دهند ، و نخواهند داد. کلی از آن‌ها نیز در زندان به سر نمی‌برند.

هفت سال طول کشید تا رابطه ما از سر تکان دادنی عادی به دوستی ای عمیق تبدیل شود. اما من در سال 1960 یا پس از آن بود که ایمان پیدا کردم ، ما واقعا از ته دل با یکدیگر صمیمی هستیم. و مطمئن ام من تنها کسی هستم که قادر شد ، با اندی رابطه صمیمانه ای برقرار کند.

بعضی از پرنده‌ها هستندبرای اسارت خلق نشده اند. پرهای این پرنده‌ها روشن و درخشان است ، و آواز بلندشان نیز شیرین و شیدایی. چنین پرنده هایی را باید آزاد کنید ، اگر هم آزاد نکنید ، روزی از روزها که برای غذا دادن در قفس را برای شان باز کرده اید ، به طریقی از قفس خارج شده ، و در برابر چشم تان می‌گریزند. سپس در درجه اول آن وجه وجودی تان که زندانی کردن چنین پرنده هایی را غلط می‌پندارد ، جشن و پایکوبی به راه خواهد انداخت ، اما با این وجود محل زندگی تان به حدی ملال آور و پوچ و تهی می‌شود که دلتنگ شان خواهید شد. اندی این گونه بود.

خاطره و حافظه بیش‌تر بر ذهنیات ما استوارست تا بر اساس حقایق.