مرد سوم
The third man
- نوشته گراهام گرین
- ترجمه محسن آزرم
- ناشر چشمه
محسن آزرم در پایان این کتاب مؤخرهای مفصل نوشته که حال و هوای این اثر و دنیای گراهام گرین را برای خواننده قابل لمستر میکند. او درباره «مرد سوم» نوشته است:« مرز خوبی و بدی، رفتارِ درست و نادرست، ایمان و بیایمانی و البته خیانت و وفاداری در داستانهای گراهام گرین همیشه خط بینهایت باریکی است که باید در نهایت دقت از آن گذشت. و "مرد سوم" هم، مثل باقی داستانهای او، روی همین مرز، روی همین خط بینهایت باریک، اتفاق میافتد و آدمهایش با این که از مهر و دوستی و چیزهایی از ایندست حرف میزنند، به وقتش گوی سبقت را در خیانت و نابودی یکدیگر از هم میربایند و دست آخر آن چه میماند حس و حال یک بازنده حقیقی است؛ آدمی که همه چیز را باخته، همه چیزهایی که به نظرش حقیقی بودهاند، ناگهان، خرد شدهاند و ریختهاند روی زمین و حالا با تماشای این تکههای خُرد شده و پراکنده، این حقیقت رسواکننده، به گذشتهای فکر میکند که شک دارد ارزشش را داشته است یا نه؛ به گذشتهای که،شاید، همه ما شک داریم ارزشش را داشته یا نه.
- تعداد صفحه
- ۱۶۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۰۱۷۵
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
در شهرِ همیشه ساکتی مثلِ وین که برف پیوسته در حالِ باریدن است، آدم خیلی زود معنای سکوت را میفهمد. مارتینْزْ هنوز به طبقهی دوم نرسیده بوده و هنوز هم مطمئن نبوده که لایم آنجاست، ولی سکوت عمیقتر از آن بوده که فقط نشانهی غیبت باشد؛ جوری که حس کرده لایم را هیچجای وین پیدا نمیکند. به طبقهی سوّم که رسیده و آن روبانِ بزرگِ سیاه را روی دستگیرهی در دیده، فهمیده لایم را هیچجای دنیا پیدا نخواهد کرد. البته ممکن بوده آشپزی کسی مُرده باشد، یا پیشخدمتی اصلاً، یا هر کسی غیرِ لایم. ولی مارتینْز میدانسته و حس میکرده از بیست پلّه پایینتر هم فهمیده که لایم مُرده. از بیست سالِ پیش که برای اوّلینبار در راهرو آن مدرسهی ترسناک چشمش به جمالِ لایم روشن شده و زنگِ شکستهی مدرسه برای مراسمِ نیایش به صدا درآمده، درست مثلِ یک قهرمان ستایشش میکرده. مارتینْز اشتباه نمیکرده، هیچوقت اشتباه نمیکرده. بعدِ آنکه ده دوازدهباری زنگِ در را زده، مردِ ریزهای که قیافهی عبوسی داشته سرش را از درِ آپارتمانی دیگر بیرون آورده و با صدای آزاردهندهاش گفته: اینقدر زنگ نزن، فایدهای ندارد. کسی آنجا نیست. مُرده. -آقای لایم؟ -معلوم است که آقای لایم