مرغان شاخسار طرب

The thorn birds

امتیاز نداده‌اید

سخن از پرنده‌ایست افسانه‌ای که در تمام زندگیش تنها یک بار می‌خواند. آوایی دلنشین و بی‌همتا. از آن لحظه که آشیانه را ترک می‌‌کند در جستجوی درختی است با شاخه‌های پر خار و تا یافتن از تلاش باز نمی‌ماند. آن‌‌گاه با آوایی جادویی از لا به لای شاخه‌های وحشی درخت پر می‌کشد، اوج می‌گیرد، و بر بلندترین و تیزترین خارتن به تصلیب می‌سپارد. در لحظه واپسین با آوایی دل‌انگیزتر از ترنم کاکلی و بلبل از احتضارش فراتر می‌رود... آوایی طرب‌انگیز که زندگی بهای آن است. چنین است که جهان از حرکت باز می‌ایستد تا گوش فرا دهد و خداوند نیز در آسمان مسرور است، چرا که خوب‌ترین همواره به بهای دردی جانکاه به دست می‌آید... یا لااقل افسانه چنین می‌گوید.

تعداد صفحه
۷۹۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۱۰۴۲۷۳
سال نشر
۱۳۸۷
تعداد نقل قول
۱۱
نسخه‌ها
جلد کتاب پرنده خارزار
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۱ نقل قول

این وظیفه شما نیست که خود را ببخشید. هنوز هم نمی‌فهمید تنها خداست که می‌بخشاید. فقط خداوند. و اگر پشیمانی واقعا از سر صدق و با خلوص نیت باشد او حتما خواهد بخشید.

من مرد هستم و بودن با او لذتی حیرت‌انگیز و باورنکردنی به من بخشید. من نمی‌دانستم که حضور زن این‌چنین لذت‌بخش باشد و یا بتواند سرچشمه آن‌چنان شادی عمیقی شود، تا جایی که من نمی‌خواستم او را هرگز ترک کنم، نه تنها به خاطر جسم او، بلکه چون دلم می‌خواست با او بمانم، با او سخن بگویم، از غذایی که او درست می‌کند، تغذیه کنم، به او لبخند بزنم، با او نفس بکشم و با او زندگی کنم، بله، تا وقتی زنده‌ام، جای خالی او را حس خواهم کرد.

به کمال رسیدن در هر قلمرو، غیر قابل تحمل و بسیار غم‌انگیز است. من شخصا داشتن نقص را در چیزها ترجیح می‌دهم.

انتخابِ راهِ زندگیِ ما فقط با ما نیست، ما با هم آشنا شدیم، چون باید این‌طور می‌شد.

من شما را غیر از آنچه که هستید نمی‌خواهم. جاستین، و هیچ‌گونه تغییری را نه در هیچ جای وجودتان، نه در یک کک و مک چهره‌تان نه در یک سلول از مغزتان تحمل نخواهم کرد.