کافه پاریس (مجموعه 18 داستان کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان)
- نوشته آنتوان چخوف و دیگران
- ترجمه مریم صبوری
- ناشر کولهپشتی
این کتاب را داشته باشی و بروی یک گوشه دنج، فقط کتاب نخواندهای! هم کتابخانه کاملی از برترین آثار داستانی جهان را توی دستهایت نگه داشتهای، هم خودت را مهمان یک کافهنشینی به یادماندنی کردهای. تا سر یک میز، پا به پای فئودر داستایوفسکی، لئون تولستوی، جومپا لاهیری و دیگر بلند قدهای ادبیات داستانی جهان، داستان زندگی قهرمانانی را ورق بزنی که اهل امروز و اینجا نیستند، اما روزمرگیهایشان، سخت شبیه افسانههای مردم امروز و اینجاست.
- تعداد صفحه
- ۳۳۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۰۴۲۴۰۱
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۴
نقل قولها و فعالیتها
۴ نقل قول
مردم میتوانند زیبا و خوشحال باشند، بدون این که قدرت زندگی روی زمین را از دست بدهند. من نمیخواهم و نمیتوانم باور کنم پلیدی وضعیت عادی بشریت است. رؤیای مرد مضحک/فئودور داستایوفسکی
این چیزی بود که مردها، مردم، همه از دخترها انتظار داشتند؛ زیبا، عزیزدردانه، لوس، خودخواه و بی مغز. دختر باید چنین باشد تا عاشقش بشوند. بعد مادر میشود و تمام وجودش را وقف بچه هایش میکند. دیگر خودخواه نخواهد بود، ولی تا ابد بی مغز باقی میماند. پاییز داغ/آلیس مونرو
زنها همیشه یک چیزی دارند که آنها را هدایت میکند. پاییز داغ/آلیس مونرو
آدمهای غمگین، خودپسند، مغرض، غیر منصف و ظالم حتی به اندازه آدمهای دیوانه هم قادر به درک یکدیگر نیستند. غم باعث اتصال افراد نمیشود، بلکه بین آنان فاصله میاندازد و حتی بی عدالتی و بی رحمی در افراد غمگین بیشتر از افراد شادمان دیده میشود.