شبانهها (5 داستان درباره موسیقی و شب)
Nocturnes
- نوشته کازوئو ایشیگورو
- ترجمه خجسته کیهان
- ناشر کتاب پارسه
تنها چیزی که برایش اهمیت داشت این بود که من ستاره بودم. همان کسی بودم که آرزویش را داشت، همان که وقتی در آن رستوران کوچک کار میکرد، نقشه به دست آوردنش را میکشید. در این فکر نبود که مرا دوست دارد یا نه. اما بیست و هفت سال زناشویی میتواند تاثیر عجیبی داشته باشد. بسیاری از زوجها با عشق شروع میکنند، بعد از همدیگر خسته میشوند و عاقبت کارشان به بیزاری میکشد. اما بعضی وقتها کار برعکس میشود. رفتهرفته لیندی عاشق من شد. اول جرات باور کردنش را نداشتم، ولی مدتی دیگر که گذشت، نتوانستم باور دیگهای داشته باشم. لمس کوتاه شانهاش وقتی از سر میز بلند میشدیم، لبخند کوچک عجیبی از آن سوی اتاق، وقتی لبخند زدن دلیلی نداشت. گمان میکنم خودش هم غافلگیر شده بود، اما پیش آمده بود.
- تعداد صفحه
- ۲۰۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۵۷۳۳۰۶۸
- سال نشر
- ۱۳۸۹
نقل قولها و فعالیتها
هرگز نمیگویم خیلی دیر شده؛ خیلی دیر، همیشه یکجور بهانه است.
بعضی لحظهها به تلخی یاد آدم میآورد که زمان چه زود میگذرد و همه چیز عوض میشود و چطور دوست جانجانی امروز بدل به غریبهی فردا میشود که در جایجای جهان پراکنده است.
دوستانه با هم خداحافظی کردیم، اما انگار خداحافظی واقعی ما قبلا انجام شده بود.
امیدوارم که زنت برگردد؛ واقعا، اما اگر برنگشت، خب تو باید به فکر آیندهات باشی. شاید زن فوقالعادهای باشد، اما زندگی بزرگتر از عاشقبودن است.
مشکل آدمهایی مثل تو درست به علت این که خداوند موهبت خاصی به شما داده، این است که خودتان را سزاوار همهچیز میدانید. چون بهتر از بقیه هستید، خیال میکنید که همیشه باید اول صف باشید. نمیبینید عدهی زیادی به اندازه شما خوشبخت نیستند؛ اما واقعا برای پیداکردن جایشان در این دنیا جان میکنند.

