تقویم مطالعه ۱۳۹۹ X
خرداد
تیر
مرداد

آخرین فعالیت‌ها


  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    ما نیاز داریم حقیقت را بشنویم: «لازم نیست همیشه شاد باشید. زندگی سخته و آسیب‌زننده. نه به‌خاطر اشتباهاتتون؛ بلکه این آسیب‌ها برای همه‌ست. از رنج‌ها فرار نکنید، اونا به دردتون می‌خورن. باهاشون سر کنید، بذارید بیان و برن. بذارید شما رو با سوختی ترک کنن که برای انجام کارهاتون تو این دنیا بسوزونیدش.» (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    او فکر می‌کند عشق، پیوستن دو بدن است و من فکر می‌کنم عشق، پیوستن دو ذهن است. هیچ‌کدام از ما با همه‌ی وجود کنار هم نیستیم. شاید از هم تبعید شده‌ایم؛ چون از بخشی از خودمان تبعید شده‌ایم. (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    شاید رنج، یک سیب‌زمینی داغ نباشد، شاید یک توشه‌ی‌سفر باشد. شاید به جای بستن در به روی رنج، نیاز دارم در را کاملا باز بگذارم و بگویم: “بفرما داخل! بیا کنار من بشین و تا وقتی بهم یاد ندادی چیا رو باید بدونم، از پیشم نرو.” (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    وقتی از سالن خارج می‌شوم یا از پله‌ها پایین می‌آیم، دوباره ناامیدی جلوی چشمانم ظاهر می‌شود و مثل یک حیوان خشمگین، به من خیره می‌شود. خشکم می‌زند. می‌دانم اگر فرار کنم، گیر می‌افتم. از آن‌جا که سگ عصبانی ناامیدی، زیادی هار و عوضی است، هیچ‌راهی برای نابودکردن، گول‌زدن یا فرارکردن از دستش وجود ندارد. فقط می‌شود ولش کرد که حمله کند، گازت بگیرد و تکانت بدهد. اما من یک روش ... (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    عشق چه معنی کوفتی‌ای دارد؟ همیشه فکر می‌کردم در عشق، با طوفانی از احساسات مواجه‌ای که فقط نصیب زوج‌های خوش‌شانس می‌شود؛ اما حالا نمی‌دانم که عشق یک احساس است یا فقط فضایی بین دو نفر؟ (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    هر وقت عصبی شدی، سه تا نفس عمیق بکش بعدش فکر کن. قبل از نفس‌کشیدن، فکر نکن. (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    خیلی خب. من هنوز کریگ رو نمی‌شناسم، پس بیا فعلا راجع به رابطه‌ی آینده‌ت صحبت کنیم. بیا فکر کنیم توی پنج‌سال‌آینده، تو با یه مرد فوق‌العاده آشنا می‌شی. پتانسیل رابطه‌ت از نقطه‌ی صددرصد شروع می‌شه. ده‌درصد رو برای تنش اجتناب‌ناپذیری که بزرگ‌کردن بچه‌هات به وجود میاره، کم کن. ده درصدم بابت این‌که می‌بینی کریگ ازدواج می‌کنه و کمکش توی بزرگ‌کردن بچه‌ها عصبیت می‌کنه. پنج‌درصد دیگه هم به‌خاطر نیازهای ازدواج‌دوم و ... (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    یک شب کریگ را کنار می‌کنم و می‌گویم: اگه دیدی بهت لبخند زدم، فکر نکن بخشیدمت. فکر نکن ضعیف شدم. فکر نکن خوشحالم. برای یه لحظه هم امید نداشته باش که معنی لبخندهام، رضایته. هر لبخندی که می‌زنم فقط یه نمایشه برای بچه‌ها. چیزی‌که ظاهرم نشون میده به هیچ‌وجه ارتباطی با درونم نداره. توی درونم، از هر لحظه‌ی زندگیم عصبانی‌ترم، ولی نمایش بازی می‌کنم؛ چون تنها انتخابیه که واسم مونده. (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    گاهی اوقات، عشق نیست که یک زن را برمی‌گرداند، بلکه خستگی‌ست، تنهایی‌ست، این‌که دیگر چیزی از پهلوان‌پنبه‌گی‌اش باقی نمانده و از ترسیدن از سروصداهای شبانه -که قبل از تنهاشدن، هیچ‌وقت متوجه آنها نشده بود- خسته شده. گاهی حتی نه سروصدا، که سکوت هم او را می‌ترساند. وقتی بچه، کلمه‌ی جدیدی به زبان می‌آورد و کسی نیست تا همراه با او شگفت‌زده شود. گاهی یک زن، فقط شاهد زندگی‌اش را می‌خواد؛ ... (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    به این فکر می‌کنم که تابه‌حال چند زن به زندگی زناشویی بی‌ارزش‌شان برگشته‌اند؛ آن‌هم به‌خاطر این‌که بتوانند در پایان روز، کمی تلویزیون ببینند. شرط می‌بندم خیلی. فکر می‌کنید چه کسی این کنترل‌های از راه‌دور را می‌سازد؟ مردها! کنترل از راه‌دور ، یک توطئه است؛ ابزارهایی برای سرکوب ما. زن‌ها باید کنترل از راه‌دوری به نام “آزادی” اختراع کنند. من حاضر بودم این کار را بکنم، ولی حالا دیگر بیش‌ازحد خسته‌ام. ... (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    هیچ‌کدام از ما نمی‌خواهد بزدلی را به‌عنوان قدرت، نادانی عامیانه را به‌عنوان وفاداری و وابستگی متقابل را به‌عنوان عشق در نظر بگیرد. (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    اگر روزی از خودم بپرسم کسی روی زمین باقی مانده که هرگز به من خیانت نخواهد کرد، باید جواب سوالم را بدانم. «آره، به آینه نگاه کن! اون هیچ‌وقت بهت خیانت نمی‌کنه.» (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    بعضی آدما، همه‌ی زندگی‌شونو کنار بچه‌هاشون می‌گذرونن و تازه وقتی همسرشون می‌میره، زنده می‌شن. اون وقته که بقیه -از جمله بچه‌هاشون- فکر می‌کنن که چرا قبلا این کارو نکرده بود؟ اون می‌تونست یه عمر کامل زندگی کنه. (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    آنچه می‌دانم: ۱. وقتی چیزی را نمی‌دانی، یعنی هنوز زمان دانستنش نرسیده. ۲. چیزهای بیشتری فاش خواهد شد. ۳. بحران از کلمه‌ای به نام “غربال‌کردن” گرفته شده. بگذار همه‌چیز بریزد؛ آن‌وقت، تنها چیزهایی که اهمیت دارند برایت باقی می‌ماند. ۴. چیزی را که بیشتر از همه‌چیز برایت اهمیت دارد، نمی‌توانند از تو بگیرند. ۵. هر لحظه فقط به تصمیم درست بعدی فکر کن؛ این تو را به سلامت به مقصد ... (...)

  • جنگجوی عشق
    از جنگجوی عشق :

    رنج، ما را دو تکه می‌کند. وقتی کسی‌که رنج می‌کشد می‌گوید: «خوبم… خوبم…» به این دلیل نیست که حالش خوب است. برای این است که خود درونش به خود بیرونش فرمان داده واژه‌ی «خوبم» را به زبان بیاورد. او حتی گاهی اوقات اشتباهی می‌گوید: «خوبیم.» دیگران فکر می‌کند خودش و اطرافیانش را می‌گوید، ولی این‌طور نیست. او دو تکه‌ی خودش را می‌گوید: خود آسیب‌دیده و خود نماینده‌اش. نماینده‌ای که برای ... (...)

  • جنگجوی عشق
    ستاره داد
  • دفترچه‌ها
    ستاره داد
  • بیگانه
    ستاره داد
  • مرگ خوش
    ستاره داد
  • آدمکش کور
    ستاره داد