آخرین فعالیت‌ها


  • سقوط
    از سقوط :

    اگر دوستی از شما خواست با او روراست و صمیمی باشید، در چنین موقعیتی تردیدی به دل راه ندهید، قول بدهید که راستگو باشید اما به بهترین شکلی که ممکن است دروغ تحویلشان بدهید. به این ترتیب هم به علاقه‌ی فراوانشان پاسخ می‌دهید و هم محبتشان را به شیوه‌ای دوگانه به آنها ثابت می‌کنید! (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    شرافتمند یا باهوش‌بودن مادرزادی درخور تمجید نیست؛ همچنین مسئولیت کسی‌ که سرشت جنایتکاری دارد از کسی که برحسب تصادف مرتکب جنایتی شده، کمتر نیست. اما این حقه‌بازها در پی بخشیده‌شدن هستند؛ یعنی نداشتن هیچ‌گونه مسئولیتی بی‌آنکه شرمنده باشند. بنابراین توجیه‌هایی از طبیعت و عذر و بهانه‌هایی از موقعیت‌ها را حتی اگر با هم متضاد باشند، پیش می‌کشند. مهم برایشان این است که بی‌گناه شناخته شوند، فضیلت‌های مادرزادیشان مورد تردید قرارنگیرد ... (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    مردم، شتاب‌زده درباره‌‌تان داوری می‌کنند تا خودشان مورد داوری قرارنگیرند. طبیعی‌ترین فکری که در چنین موردهایی به ذهن آدم می‌رسد، فکری ساده‌دلانه که انگار از ژرفای وجود به سراغش می‌آید، مسئله‌ی بی‌گناه‌بودنش است. از این دیدگاه مانند آن فرانسوی بی‌نوا و ساده‌دلی هستیم که در بوخنوالد، یعنی اردوگاه مرگ‌نازی‌ها، پافشاری می‌کرد درخواست‌نامه‌ای تسلیم منشی آنجا که خودش هم جزو زندانی‌ها بود بکند تا نامش را در دفتر تازه‌واردها به اردوگاه ... (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    دانته معتقد است فرشتگان در نبرد میان پروردگار و اهریمن بی‌طرفند و جایشان در برزخ است که دالانی است به سوی دوزخ. (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    زمین، تیره و تار است؛ تابوت‌، ضخیم و کفن‌، مات و از ورای آن چیزی دیده نمی‌شود؛ مگر با چشم روح… آن هم روحی دارای دو چشم! (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    آدم‌ها با دلیل‌هایتان، با درستی گفتارتان و وخیم‌بودن درد و رنج‌هایتان متقاعد نمی‌شوند، مگر هنگامی که بمیرید. تا زمانی که زنده هستید، به شما بدگمانند. فقط این حق را دارید که مورد تردید و سوء‌ظنشان قرار بگیرید. آنوقت اگر فقط این اطمینان خاطر وجود می‌داشت که بتوانید از تماشای این نمایش لذت ببرید، به زحمتش می‌ارزید که به آنها، آن‌چه را نمی‌خواهند باور کنند، ثابت و با این کار حیرت‌زده‌شان ... (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    شما می‌میرید و آشنایان، از موقعیت استفاده می‌کنند تا برای این اقدامتان انگیزه‌هایی ابلهانه یا پیش پا افتاده بتراشند. کسانی که جانشان را فدا می‌کنند، باید میان از یادها رفتن، مسخره‌شدن یا مورد سوء‌استفاده قرارگرفتن یکی‌اش را انتخاب کنند؛ اما این که به انگیزه‌ی واقعی مردم پی‌ببرند، هرگز. (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    مردم در حرف‌درآوردن برای دیگران چقدر ضعیفند. گمان می‌کنند که آدم همیشه و به خاطر موضوعی خاص خودکشی می‌کند. البته نه با یک، بلکه با دو دلیل هم می‌توانند دست به خودکشی بزنند. (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    افرادی را می‌دیدم؛ به ویژه آنهایی که دورادور شناخت اندکی ازمن داشتند، بی‌آنکه من شناختی از آنها داشته باشم. بی‌شک گمان می‌کردند غرق در خوشبختی، زندگی شاد و کاملا آزادی را می‌گذرانم. این اشتباه، دیگر بخشودنی نیست… (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    خیلی‌ها بر این باورند که که با مردن، عزیزانشان را تنبیه می‌کنند، ولی در اشتباهند؛ چون آزادیشان را به آنها برمی‌گردانند! پس همان بهتر که شاهد این امر نباشند. البته بدون درنظرگرفتن اظهارنظرهای ناخوشایندی که دیگران نسبت به این کار آدم می‌کنند؛ حرف‌هایی از قبیل: ”خود را کشت چون نتوانست تحمل کند…“ (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    آدم‌ها خوشبختی و موفقیت‌هایی را که نصیبتان می‌شود، به شما نمی‌بخشند؛ مگر این که آنها را سهیم کنید. (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    برای خوشبخت‌بودن، آدم نمی‌تواند زیادی برای دیگران وقت صرف کند. به محض انجام این کار، همه‌‌ی راه‌های گریز بسته می‌شوند. آدم یا خوشبخت می‌ماند و محکوم می‌شود یا تیره‌روز و تبرئه. (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    زندگی‌ام چنان از کارهای گوناگون پر بود که داشت منفجر می‌شد و به علت نداشتن وقت کافی، دست رد به سینه‌ی آدم‌های بسیاری می‌زدم که مشتاق دوستی با من بودند. بعد هم به همان دلیل، این ردکردن‌ها را از یاد می‌بردم… (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    شما خودتان را می‌کشید و برایتان اهمیت ندارد باورتان کنند یا نه؛ چون دیگر زنده نیستید که شاهد تعجب یا پشیمانی اطرافیان که زودگذر هم هست باشید و نیز نمی‌توانید در مراسم تشییع و خاک‌سپاریتان که همه آرزو دارند به چشم خود ببینند، شرکت کنید. برای این که آدم دیگر مورد بدگمانی نباشد، خیلی ساده باید بمیرد. (...)

  • سقوط
    از سقوط :

    عشق‌ورزی به طور مثال گونه‌ای اعتراف است؛ غرور آشکارا در آن فریاد می‌زند، خودخواهی خود را در معرض نمایش می‌گذارد و بزرگواری و کرامت واقعی در آن متجلی می‌شود. (...)

  • هویت
    ستاره داد
  • شیفتگی‌ها
    ستاره داد
  • بار هستی
    ستاره داد
  • کیمیاگر
    ستاره داد
  • ملت عشق
    ستاره داد