Lili Ghayoumi

Lili Ghayoumi

@lilamah

Tehran

  • ۲۳۱۸۶

    امتیاز

  • ۷۹

    دنبال‌کننده

  • ۳

    دنبال‌شونده

  • ۴

    نقد

  • ۱۵۰۸

    نقل‌قول

Software Engineer, Book Lover

آخرین فعالیت‌ها

1984
نقل قول

1984

اگر امیدی وجود داشت، باید در طبقه کارگر جست‌وجو می‌شد؛ زیرا فقط آن‌جا، در میان خیل عظیم توده‌هایی که مورد بی‌توجهی قرار گرفته بودند و هشتاد و پنج درصد جمعیت اوشنیا را تشکیل می‌دادند، امکان داشت نیرویی برای نابودی حزب ظهور کند. حزب نمی‌توانست از درون متلاشی شود. اگر دشمنی هم داشت، دشمنانش راهی برای گردآمدن و یا حتی شناخت یکدیگر نداشتند. حتی اگر انجمن افسانه‌ای موسوم به «برادری» وجود داشت که امکانش بود، احتمال کمی داشت که اعضای آن بتوانند در گروه‌هایی بیش از دو یا سه نفر دور هم جمع شوند. شورش و عصیان فقط در نگاه، آهنگ کلام و یا حداکثر زمزمه یک کلمه خلاصه می‌شد؛ اما اگر کارگران به نحوی از میزان توانایی خود آگاه می‌شدند، نیازی به تبانی و توطئه‌چینی نداشتند. فقط کافی بود به پا خیزند و همان‌‌گونه که اسب‌ها با لرزش بدن، مگس‌ها را می‌پرانند، تکانی به خود بدهند. اگر آن‌ها تصمیم می‌گرفتند، همین فردا صبح تمام حزب متلاشی می‌شد. بدون شک دیر یا زود آن‌ها به جایی می‌رسیدند که این کار را بکنند؛ ولی هنوز…

1984
نقل قول

1984

وینستون نوشت: اگر امیدی وجود داشته باشد، به طبقه کارگر است.

1984
نقل قول

1984

بدترین دشمن انسان، سیستم عصبی خود اوست. هیجانات درونی در هر لحظه ممکن است خودش را به صورتی مشخص آشکار سازد.

۱ پسند
1984
نقل قول

1984

چه خوب بود اگر می‌شد آدم چشم‌هایش را ببندد و باور کند همه افراد ظاهری دارند مطابق با آن‌چه که حزب به عنوان ظاهر مطلوب معرفی می‌کرد.

1984
نقل قول

1984

هیچکس مطمئن نیست احساس کند که شرایط فعلی غیر قابل تحمل است؛ مگر آن‌که در حافظه‌اش خاطراتی از دورانی داشته باشد که وضع بدین منوال نبوده است.

ما تمامش می‌کنیم
امتیازخوانده‌ام

ما تمامش می‌کنیم

برای این کتاب امتیاز ثبت کرد.

گریز دلپذیر
قفسهخوانده‌ام

گریز دلپذیر

این کتاب به قفسه اضافه شد.

1984
نقل قول

1984

پیروی از عقاید مرسوم، به معنی فکر نکردن خواهد بود؛ نیاز نداشتن به تفکر. پیروی از عقاید مرسوم؛ یعنی: عدم خودآگاهی.

1984
نقل قول

1984

این روزها دیگر کسی دوست نداشت، همه رفیق داشتند؛ ولی بعضی از رفقا از بعضی دیگر خوشایندتر بودند.

11 دقیقه
نقد

11 دقیقه

اصولا از نظر کودکان، گذشت یک ساعت، معمولا بسیار طولانی‌تر از طی همین مدت از نظر بزرگسالان است.

11 دقیقه
نقل قول

11 دقیقه

کسی که کمتر عشق بورزد، کمتر گناهانش بخشیده می‌شود. کتاب مقدس، لوکاس: 7 و 47-37

1984
نقل قول

1984

همه چیز در جهانی از ابهام کمرنگ می‌شد تا جایی که حتی از درستی تاریخ روز نیز مطمئن نبودی.

1984
نقل قول

1984

به طور مثال، در اظهار نظر وزارت فراوانی تخمین زده بودند که میزان تولید پوتین برای یک فصل بالغ بر صد و چهل و پنج میلیون جفت خواهد شد. تولید واقعی، شصت و دو میلیون جفت خواهد بود؛ ولی وینستون در بازنویسی، تخمین وزارت فراوانی را به پنجاه و هفت میلیون تبدیل کرد تا طبق معمول بتوانند ادعا کنند میزان تولید از سهمیه در نظر گرفته شده بالاتر بوده است. به هر حال، هیچکدام از ارقام شصت و دو میلیون، پنجاه و هفت میلیون و یا صد و چهل و پنج میلیون به حقیقت نزدیک نبود؛ بلکه به احتمال زیاد هیچ پوتینی تولید نشده بود و به احتمال قوی‌تر هیچ‌کس از میزان تولید کفش اطلاع نداشت، در اصل برای کسی اهمیت هم نداشت. تنها چیزی که همه می‌دانستند این بود که در هر فصل بر روی کاغذ تعداد سرسام‌آوری کفش تولید می‌شد، درحالی‌که شاید نیمی از جمعیت اوشنیا پابرهنه بودند.

1984
نقل قول

1984

تاریخ چیزی نبود، جز لوحی رنگ‌باخته که مدام آن را پاک می‌کردند و دوباره آن‌طور که لازم می‌دانستند، بازنویسی می‌کردند. با انجام این کار ممکن نبود بتوان ثابت کرد دست‌کاری یا تقلبی صورت گرفته است.

۱ پسند
1984
نقل قول

1984

این روزها فقط ترس، تنفر و درد وجود داشت ولی عواطف و رنج‌های عمیق، هیچ ارج و منزلتی نداشتند.

1984
نقل قول

1984

بین آن‌ها درک واحدی وجود داشت که بسیار برتر از احساس محبت و دوستی یا هم‌سنگربودن بود. او گفته بود: «ما یکدیگر را در مکانی که هیچ تاریکی در آن نیست، ملاقات خواهیم کرد.»

۲ پسند
1984
نقل قول

1984

پیامد هر عملی در خود آن عمل موجود است. جرایم فکری منجر به مرگ نمی‌شوند، جرایم فکری خود مرگ هستند.

۱ پسند
1984
نقل قول

1984

به زمانی که حقیقت وجود دارد و آن‌چه را انجام می‌گیرد، نمی‌توان مانع شد، سلام!

1984
نقل قول

1984

یک سکه بیست‌وپنج سنتی از جیبش درآورد. روی آن هم با حروف بسیار ریز همان شعارها نوشته بود و در روی دیگر سکه، تصویر برادر بزرگ حک شده بود. حتی چشم‌های تصویر روی سکه هم، آدم را دنبال می‌کرد. روی سکه‌ها، روی مُهرها، روی جلد کتاب‌ها، پرچم‌ها، پوسترها و کاغذ روی پاکت سیگار، همه‌جا. همیشه چشم‌ها تو را زیر نظر دارند و صدایشان در گوش می‌پیچد. خواب یا بیدار، در حال کار یا خوردن، داخل خانه یا بیرون، در حمام یا تختخواب؛ راه گریزی نبود. هیچ‌چیز جز چند سانتیمتر مکعب فضای درون مغزت مال خودت نبود.

1984
نقل قول

1984

مدتی نشست و به طرز احمقانه‌ای به کاغذ خیره شد. صفحه سخنگو، موزیک نظامی پخش می‌کرد. عجیب بود که نه تنها توانایی بیان افکارش را نداشت؛ بلکه به کلی چیزهایی را که قصد گفتنش را داشت، فراموش کرده بود. هفته‌ها بود که خودش را برای این لحظه آماده کرده بود و در تمام این مدت به فکرش هم نرسیده بود که ممکن است به جز شهامت به چیز دیگری هم نیاز داشته باشد. عمل نوشتن، کار ساده‌ای بود. فقط باید گفت‌وگوی پایان‌ناپذیر و بی‌امان درونش را که سال‌ها در مغزش جریان داشت، به روی کاغذ می‌آورد؛ ولی حالا حتی گفت‌وگوی درونی‌اش هم قطع شده بود.