کتاب‌خانه بابل و 23 داستان دیگر

۴.۵ از ۵ · ۵ رأی۲۶۴ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

۱۴ ژانویه ۱۹۲۲ اما سونس، در بازگشت از کارخانه پارچه‌بافی تاربوچ و لوونتهال در انتهای دالان، نامه‌ای پیدا کرد که در برزیل تاریخ خورده بود و او را از مرگ پدرش مطلع کرد. در نگاه اول تمبر و پاکت نامه او را فریب داد؛ بعد خط ناشناس نگرانش کرد. ۹ یا ۱۰ سطر قلم‌انداز تقریبا تمام صفحه را پر کرده بود؛ اما خواند که آقای مایر اشتباها مقدار زیادی قرص خواب‌آور خورده و سوم ماه جاری در بیمارستان باخه درگذشته است.

تعداد صفحه
۲۶۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۴۸۱۱۵۴
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

اول فکر کردم « این قصر خدایان است» . اتاق‌های نامسکون را کاویدم و حرفم را اصلاح کردم: « خدایانی که آن را ساخته اند، مرده اند. » به ویژگی هایش توجه کردم و گفتم: « خدایانی که آن را ساخته اند دیوانه بوده اند» .