هر وقت کارم داشتی تلفن کن
Call if you need me
- نوشته ریموند کارور
- ترجمه اسدالله امرایی
- ناشر نقش و نگار
داستانهای کارور دریچهای است به دنیای آدم های معمولی با همه تلخیها و ناکامیها و شادمانیهای بیمقدار و ناامیدیهاشان. در دنیایی که همه درها را محکم به روی آدم میبندند و فرومایگی عامل غبطه آدمهاست. پنجره خیال کارور، پنجره جادویی داستاننویس امروزی است با پهنایی به وسعت دریا و به بیانتهایی کبود آسمان. آسمانی که هر کجا بروی همین رنگ است.
- تعداد صفحه
- ۲۷۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۶۲۳۵۵۶۴
- سال نشر
- ۱۳۸۸
- تعداد نقل قول
- ۱۲
نقل قولها و فعالیتها
۱۲ نقل قول
خلاء، آغاز همهچیز است…
برو ای عزیزترین… خدا به همراهت…
موقع خداحافظی به طرف من آمد. همدیگر را نگهداشتیم. گفت: « بابت دیشب ممنونم. آن اسبها، حرفهامان، همه چیز… کمک میکند. فراموش نمیکنیم. » به گریه افتاد. گفتم: « برایم نامه بنویس، خب؟ فکر نمیکردم این اتفاق برایمان بیفتد. آن همه سال. هیچوقت حتی یکلحظه هم فکر نمیکردم این اتفاق بیفتد. فکر نمیکردم برای ما اتفاق بیفتد. » گفت: « مینویسم. نامههای مفصل؛ مفصلترین نامهای که دیدهای. مفصلتر از آن نامههای دوراندبیرستان. » گفتم: « منتظرشان میمانم. »
اگر همهی ماهیچهها و استخوانها و مفاصل در حالت آرامشواقعی قرار بگیرد، خواب مطمئنا میآید.
دلم میخواهد از خودمان جا داشته باشیم. از اینکه هر سال باید خانه عوض کنیم، دیگر خسته شدهام… از اینکه یکسال در میان هی جابهجا بشویم… دلم میخواهد دو نفریمان زندگی بیدغدغهای داشتهباشیم؛ بدون اینکه نگران پول و قبض یا چیزهایی مثل اینها باشیم…٬ مایک، خوابت برد؟