وقتی از عشق حرف میزنیم
- نوشته ریموند کارور
- ترجمه زیبا گنجی ـ پریسا سلیمانزاده
- ناشر مروارید
ریموند کارور داستاننویس معاصر آمریکایی که در ایران و در نزد اهل ادب چهره ای شناخته شده است در داستانهای خود همواره با نگاهی ریزبین و جزئینگر به محیط اطراف و اجتماع پیرامون خویش نظر میکند. مجموعه حاضر تعدادی از مهمترین داستانهای این نویسنده را دربر میگیرد.
- تعداد صفحه
- ۲۷۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۵۸۸۱۹۹۱
- سال نشر
- ۱۳۸۴
- تعداد نقل قول
- ۲
نقل قولها و فعالیتها
۲ نقل قول
وقتی طوری از عشق حرف میزنیم که انگار میدانیم داریم از چه صحبت میکنیم ، باید از خودمان خجالت بکشیم.
مل گفت « هر کدام از ما واقعاً از عشق چی میدانیم ؟ به نظر من در مورد عشق ماها تازه اول راهیم. میگوییم عاشق هم هستیم و هستیم، در این شکی نیست. منتری را دوست دارم وتری هم من را دوست دارد. شما دو تا هم همدیگر را دوست دارید. حالا فهمیدید که منظور من کدام نوع عشق است. بله، عشق جسمانی، یعنی آن میلی که آدم را به طرف یک شخص خاص سوق میدهد و همینطور عشق به وجود یک انسان دیگر، میشود گفت به ذات آن شخصی، عشق شهوانی و خب بگیریم عشق احساسی، یعنی محبت کردن هرروزه به یک آدم دیگر. اما گاهی اصلاً سردرنمی آورم که چطور زن اولم را هم دوست داشتم. اما دوستش داشتم. میدانم که داشتم. پس لابد از این نظر مثلتری هستم. مثلتری و اد. » کمی توی فکر فرو رفت و ادامه داد « یک وقتی فکر میکردم زن اولم را بیشتر از جانم دوست دارم. اما حالا دیگر حالم ازش به هم میخورد. واقعاً به هم میخورد. این را چطور میشود توجیه کرد؟ چی بر سر آن عشق آمده؟ سؤال من این است که چی بر سرش آمده؟ کاش یکی حالیم میکرد.