خداحافظ گاری کوپر
Adieu gary gooper
- نوشته رومن گاری
- ترجمه سروش حبیبی
- ناشر نیلوفر
حالا همهچیز به رنگ خاکستری بنفش متمایل بود و برف شل و چسبنده. سرما به همه جای آدم سر میکشید و دنبال قلب میگشت. در اطرافشان کوچکترین اثری از حرکت محسوس نبود. سکونی بود که انسان را فرو میبلعید و مغز را که هنوز زنده بود و آنها همه در شخص دیگری میگذشت. دیگر نه در درون انسان اثری از کثافتکاریهای روانی بود نه در بیرون. لنی کمکم داشت به قدری به این مسائل بیاعتنا میشد که حتی امکان داشت برگردد و...
- تعداد صفحه
- ۲۸۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۴۸۱۴۲۰
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۷۶
نقل قولها و فعالیتها
۷۶ نقل قول
می دونین ، من با کلمهها میونه ای ندارم. کلمهها دشمن شماره یک بشرن. چون همه جور میشه پس و پیششون کرد.
پل میگفت: « از همه مفتضحتر اینه که میخوان ماهی رو توی آب خفه کنند. یک جا به اصطلاح« اختلالگران» رو توی آمستردام زیر باتون لت و پار میکنن، یک جا با یک دنیا تزویر اما با دلسوزی میگن: « باید سعی کرد و حرفهای جوانان را فهمید، باید به آنها اعتماد کرد. » خیلی مضحکه.
او هنوز میتوانست به همه چیز بخندد و بگوید “به جهنم! " و این از شرایط لازم سلامت روانی بود.
همه هنرها با معجزه رابطه نزدیک دارند.
همه هنرها با معجزه رابطه نزدیک دارند.
جز دروغ هیچ چیز حقیقت ندارد. !
این قلمرو حقیر ((منه) )دیگه. همه طبقات و همه کنج و کنارهاش پر از ((منه) ). ((من) ) میخواد خوشبخت باشه. ((من) ) میخواد تصرف کنه و هرچه تصرف کرد نگه داره. ((من) ) برای خودش بهانههای جالب چینی و کوبایی میتراشه. ((من) ) عکس چه گوارا رو روی میز بالا سرش میگذاره که تمثال مقدسش باشه چون این نشون اونه که ((من) ) مطابق مد روز و مثل همه فکر میکنه. هیچ متوجه هستی که اگه ((من) ) نمیتونست خودش رو با ویتنام یا با سیاهها دلداری بدهد و سر خودشو با این فرهنگ سگی شیره بماله به چه روزی میافتاد ؟
اینها همه تبلیغات مذهبی بود. درست است که گاهی پیش میامد که دعا بکند ولی فقط برای ارضای هوس بود.
جس با خود میگفت: برای این حال اسمی پیدا کرده ان. یه اسم وقیحانه و تلخ. بش میگن اولین عشق. معنیش اینکه که عشقهای دیگری هم بعد از این میاید. اولین عشق. حتی نیشخند حکیمانه داننده گوینده هم از لای ان پیداست. اما اشتباه میکنن. هیچ کس در عمرش دوبار عاشق نشده. عشق دوم و سوم و… تنها معنیش اینه که هیچ معنی نداره. رفت و امده. خفت و خیزه. حتما زندگیهایی هست که جز هیمین افت و خیز نیست.
عشق فقط هم اغوشی نیست. اگر اینطور بود میشد کاری کرد. عشق زندگی است که میخواد شمارو دوباره گرفتار خودش بکنه.